مقاول
لغت نامه دهخدا
مقاول. [ م ُ وِ ] ( ع ص ) آنکه مشغول گفت و شنود است. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مقاولة شود.
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
پیمانکار|
و بیعه للمقاولین
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص۳۲
و بیعه للمقاولین
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص۳۲