مقام محمود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
مقام محمود؛ درجه اعلای از حسنات. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . گویند مقام محمود، مجالست است در حال شهود. ( فرهنگ اصطلاحات عرفانی تألیف سجادی ) . و رجوع به مقام محمود ( اِخ ) شود.
مقام محمود ؛ جای پسندیده. مکان شایسته : او را طلب دار و به مقامی محمود در خانه خود جای ده و به همه معانی تفقد او نمای. ( جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 1 ص 186 ) . و رجوع به همین ترکیب ذیل مدخل بعد ( اصطلاح تصوف ) و اسم خاص شود.