مقاصیر

لغت نامه دهخدا

مقاصیر. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مَقصَر و مَقصِر و مقَصَرة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به مقصر و مقصرة شود. || مقاصیر الطرق ؛ کرانه راهها و نواحی آنها. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ). || ج ِ مقصوره. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). سراهای فراخ استواربنا. کوشک ها: اگر هیچ کس را در معامله ایشان مرابحه ای توانستی بود آدم را بودی که بنیت و خلقت او در مقاصیر دارالنعیم و صورت و صفت او فهرست احسن التقویم بوده است. ( سندبادنامه ص 111 ). و رجوع به مقصوره شود.

پیشنهاد کاربران

ظباء کالدنانیر /ملاح فی المقاصیر
الدیارات، ابوالفرج اصفهانی، ص۴۶