مفقود شدن


مترادف مفقود شدن: گم شدن، ناپدید شدن، ازبین رفتن

متضاد مفقود شدن: پیدا شدن

برابر پارسی: ناپدیدشدن، گم شدن، ازدست رفتن

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - گم شدن ناپدید گشتن . ۲ - از بین رفتن : [ و از جوانان شهر بسیار مفقود شدند . ] ( سلجوقنامه ظهیری . چا.خاور . ۴٠ )

پیشنهاد کاربران

مفقود شدن ؛ گم شدن. ناپدید شدن. از میان رفتن : و از جوانان شهر بسیار مفقود شدند. ( سلجوقنامه ظهیری چ خاور ص 40 ) .
اگر به کین تو صد گونه کیمیاسازد
به روز کین توچون کیمیا شود مفقود.
امیرمعزی ( دیوان چ اقبال ص 135 ) .