مفقود شدن
مترادف مفقود شدن: گم شدن، ناپدید شدن، ازبین رفتن
متضاد مفقود شدن: پیدا شدن
برابر پارسی: ناپدیدشدن، گم شدن، ازدست رفتن
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
مفقود شدن ؛ گم شدن. ناپدید شدن. از میان رفتن : و از جوانان شهر بسیار مفقود شدند. ( سلجوقنامه ظهیری چ خاور ص 40 ) .
اگر به کین تو صد گونه کیمیاسازد
به روز کین توچون کیمیا شود مفقود.
امیرمعزی ( دیوان چ اقبال ص 135 ) .
اگر به کین تو صد گونه کیمیاسازد
به روز کین توچون کیمیا شود مفقود.
امیرمعزی ( دیوان چ اقبال ص 135 ) .