مشنقه

لغت نامه دهخدا

( مشنقة ) مشنقة. [ م َ ن َ ق َ ] ( ع اِ ) محل آویختن. || دار و صلیب. ( ناظم الاطباء ). آنجا که گناهکاران را آویزند. مولده است. ( از محیطالمحیط ).

پیشنهاد کاربران

و مدی نجاحها النجاح الذی یوهلها للذهاب براس المتهم الی المشنقة
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص١٥