مسیس

لغت نامه دهخدا

مسیس. [ م َ ] ( ع مص ) مس. سودن. رجوع به مَس شود.

پیشنهاد کاربران

خوراکی بسیار لذیذ که رسپی آن بدین شرح است. . .
کاه نصف گونی
آب ۲۰ لیتر
آرد به میزان لازم
این خوراک برای یک گاو ماده متوسط کافی میباشد
خوراک مخلوط چهارپایان