مزیدی

لغت نامه دهخدا

مزیدی. [ م َزْ ی َ ]( اِخ ) شیخ رضی الدین ابوالحسن علی بن الشیخ سعید جمال الدین احمدبن یحیی المزیدی الحلی ملقب به ملک الادباءفقیهی فاضل بود. ذکر او دائماً در اجازات علما با شیخ زین الدین ابوالحسن علی بن احمدبن طراد المطار آبادی می آید، چنانکه صاحب مجالس المؤمنین آورده این دو نفر از شاگردان علامه حلی بوده اند و از وی و از تقی الدین حسن بن داود و صفی الدین محمدبن معد موسوی روایت میکنند. وی استاد شهید اول است و شهید او را به عنوان امام علامه و ملک الادباء و عزة الفضلاء یاد میکند. مولی نظام القرشی او را رضی الدین و از مشایخ امامیه خوانده است. ( از روضات الجنات ص 398 ). و رجوع به ابوالحسن علی بن سعید احمدبن یحیی رضی الدین المزیدی و نیز رجوع به علی بن سعیدبن احمدبن یحیی مزیدی حلی شود.

فرهنگ فارسی

شیخ رضی الدین ابوالحسن

گویش مازنی

/mazidi/ تیره ای از طایفه ی علی شاهی ساکن در کتول

دانشنامه عمومی

مزیدی یا به گویش اهالی روستا مزیری، روستایی از توابع بخش باینگان شهرستان پاوه در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان شیوه سر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۸۰ نفر ( ۴۵خانوار ) بوده است.
عکس مزیدیعکس مزیدی
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران

بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایها الناس اناخلقناکم من ذکر وانثی وجعلناکم شعوباً وقبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم .
( سوره حجرات آیه 13 )
� مقاله �
برابرنگرشی به ادوار گذشته وبررسی الواح وسنگ نوشته های قدیمی خصوصاً آثار باقیمانده از بشر قبل از ایجاد خط که انسان ها با ترسیم علامت های مختلف طایفه وقبلیه ی هر فرد را مشخص می نمودند به این نتیجه می رسیم که شناسایی شجره نامه وهویت از دیدگاه انسان ها موضوعی مهم بوده است و برای شناسایی اقوام و دسته های همنوع و همگون کارایی بالایی داشته بطوریکه در مجامع ومجالس ونشت های مختلف هر وقت ازعامل فعلی سخن به میان می آید فردرا با مشخصات خانوادگی و طایفه ای و قبیله ای وی خطاب نموده وازاین راه دربهتر شناساندن فرد به دیگران استفاده می کنند، پس انسان ناگزیر با هویت خود یعنی با پدر ونیاکانش رابطه مستقیم دارد ، برخی از افراد براین عقیده اند که بررسی نسب ها وشجره نامه افراد مربوط به قرون گذشته وانسان های اُمی بوده که با پیش کشیدن رشادت ها وحماسه های قومی وقبیله ای درراستای تهییج افراد قبیله خودوجوانان جهت پیروزی درجنگ ها یا گذران اوقات فراغت آن دوران ، استفاده می نمودند . در پاسخ این افراد باید گفت که مهد پیشرفت علوم وفنون وتکنولوژی عصرحاضر یعنی کشورهای اروپایی درحال تحقیق و بررسی نژاد وژن افراد جوامع خود وتطبیق آن با اجساد کشف شده از یخچال های طبیعی مربوط به ساکنین قدیمی اروپا می باشند وازاین طریق با ترسیم نقشه ژنی افراد هویت هرفرد رابا دوگزینه اروپایی یا غیراراوپایی ( مهاجر ) مشخص می کنند که این نشان از اهمیت بررسی نژاد وهویت هر فرد حتی درجوامع پیشرفته است، لذا انسان با گذشته آباءواجداد خود وبا تاریخ وشرح وقایع گذشته جهت عبرت گرفتن یا نگهبانی وحراست از فرهنگ ورسومات بجا مانده از گذشتگان در ارتباطی لاینفک است که این موضوعات درقالب علوم مردم شناسی ، جامعه شناسی وتاریخ عرضه گردیده است . فلات ایران از گذشته ی دور بدلیل قرار گرفتن درموقعیت سوق الجیشی واستراتژیک از لحاظ زمین – آب وهوا وارتباط به آبهای آزاد همواره مورد هجوم همسایگان خود از هزاران سال قبل بوده است ودر هربرهه از زمان تاریخ شاهد تغییراتی در هویت، مردم وجمعیت این سرزمین بوده است . یکی از مناطق مهم ایران که دستخوش این تغییرات بوده ولایت فارس است که درحال حاضر بعنوان یک مثال زنده از تحولات تاریخ خودنمایی می کند وما شاهد زندگی قومیت های مختلف دراین سرزمین اعم از فارس ، ترک ، لروعرب هستیم . دراین مقاله سعی می شود یک معرفی اجمالی از اعراب فارس پیرو مقالات کتبی که تاکنون توسط اندیشمندان وتاریخ شناسان ومحقیق چاپ ونشر شده است صورت بپذیرد که تاکنون برخی از سؤال های مهم که درذهن عشایر عرب معروف به عرب خمسه فارس را پاسخ نداده است ، امید است مورد توجه علاقمندان و دوستان عرب درفارس ، ورامین و. . . محقیق در زمینه عشایر عرب فارس درسایر استان ها خصوصاً ، خوزستان ، خراسان ، سیستان ، کرمان وبوشهر قرار گیرد.
...
[مشاهده متن کامل]

لازم به ذکر است در زمان قدیم ساختار اعراب را با نام عشیره ، طایفه و قبیله شناسایی می کردند. اما از زمان قاجاریه با توجه به اینکه عشایر را با نام ایل با ایلات که یک نام ترکی است به معنای گروه و دسته برای شناساندن یک قوم می باشد بکار رفته و چون قشقایی را ایل می نامیدند کلمه ایل را برای اعراب منطقه فارس بکار برده بگونه ای که قبایل عرب را با چند خاستگاه قومی دیگر را ایل خمسه معرفی نمودند ، ایل های پنجگانه خمسه یک کنفدراسیون ایلی متشکل از پنج ایل با خاستگاه قومی متفاوت در فارس بود که در سال ۱۲۷۸ قمری بنابر برخی مقاصد سیاسی، نظامی و اقتصادی خاص به فرمان دولت مرکزی وقت تشکیل شد.
[۲] پنج قوم مختلف که به نام ایل خمسه معرفی شدند ، شامل ایل های ترک تبار ( اینانلو، بهارلو و نفر ) ؛ ایل فارس زبان ( باصری ) و ایل عرب که شامل دو جناح جباره و شیبانی و چند طایفه عرب مستقل شدند.
ایل های خمسه پنجمین گروه عشایری بزرگ ایران هستند.
[۳] ودومین گروه ایلی بزرگ فارس به شمار می آیند. قلمرو این ایلات خمسه در منطقه وسیعی از شرق منطقه فارس می باشد.
معرفی عشایر فارس و ایل عرب خمسه :
ایلات وعشایر فارس در3ایل بزرگ تعریف وشناسایی می شوند :
1 - ایلات خمسه
2 - ایل ترک زبان قشقایی 3 - ایل لُرزبان کهکیلویه وبویراحمد
عشایر ایلات خمسه :
عشایر ایلات خمسه مشتمل بر 5ایل می باشند که شامل:
1 - ایل عرب ( جباره، شیبانی و چند طایفه مستقل )
2 - ایل باصری ( فارس زبان )
3 - ایل بهارلو ( ترک زبان )
4 - ایل اینانلو ( ترک زبان )
5 - ایل نُفُر ( ترک زبان )
می باشند .
درسال 1275هـ. ق ناصرالدین شاه قاجار جهت کنترل اغتشاشات وایجاد توازن قوا ( درمقابل ایل قشقایی ) و بنا به مصلحت های سیاسی و نظامی درایالت فارس اقدام به سازماندهی ساختار عشایر وایلات فارس با نامگذاری جدید به نام ایل عرب خمسه به رهبری ایل عرب نمود .
ایل عرب که یکی از ایلات خمسه می باشد خود به دو ایل عرب جباره و ایل عرب شیبانی تقسیم بندی شده است مصاف براینکه چند طایفه بزرگ مستقل عرب نیز مشمول ایل عرب می باشند منتهی جز عرب خمسه می باشند.
ایل عرب جباره :
اعراب جباره خود را ازنسل شخصی بنام شیح جناح از نوادگان جابربن عبدالله انصاری می دانند که این فرد مدتها بعد از استقرار اعراب شیبانی احتمالاً دردوران اوایل تشکیل دولت صفویه وارد ایران شده ودرمنطقه فارس ساکن شده وبه ایل شیبانی پیوسته اند .
طوایف تحت سازماندهی ایل عرب جباره برابر کتاب عشایر فارس به نوشته ژ - دمورینی حقوقدان فرانسوی درسال 1913:
طایفه آل سعدی، ابوالغنی ، پیراسلامی ، سادات حسینی ، شیری ، ابوالمحمدی ، بوربور، بُهلولی، جابری، حنایی، قاریزی، اوربز، بزسرخی، تاتی، جَهّاکی ، سَغری، قارقانی، کرایی ( درگذشته درکرمان ساکن بوده اند ) ابوالحسنی، تربُر، جلوداری ، شاهسون، عیسایی، قنبری، نقدعلی، ابوشرف ( لبوشرف ) ، درازی ، شعبانی ولَر.
متمم طوایف ایل جباره به نقل از کتاب وقاع ایلات خمسه:
طایفه کوچی - عزیزی - لبردونی - سادات آتشی –سادات آل علی - سادات موسوی - شهسواری - چهار بنیچه - لبوحسینی
ایل عرب شیبانی :
دکتر سیروس پرهام می نویسد از روزگار صفویان تاریخ ایل عرب فارس ( ایل عرب جباره وشیبانی ) کمابیش روشن است ومی دانیم که حکومت ایل عرب از قدیم در خانواده خوانین عرب شیبانی دردولت صفویه احترامی تمام داشته وتاپایان دولت صفوی وآغاز دولت نادری به حکومت درایلات عرب وباصری برقرار بوده است . درسال 1298هـ. ق حکومت ایلات عرب از خانواده اعراب خارج وبرابر سیاست دولت قاجاریه که اقدام به فروش شهرها وروستاها وفرماندهی عشایربه خانوده های متمکن وبانفوذ می نمود، حکومت عشایر عرب بدست خانوده قوامی ها افتاد . لازم به یادآوری است تاسال 1307 هـ ش ارتش ونیروهای نظامی ایران ازایلات وعشایر تأمین می شد واین موضوع توجه حکام ایرانی به کنترل عشایر را افزایش می داد.
طوایف تحت سازماندهی ایل عرب شیبانی برابر تحقیقات دومرینی :
طایفه پاپتی، تقریتی ( تکریتی ) ، حسانی ( حسونی ) ، فارسی – شیبانی، کوتی، عبدالیوسفی، والی شاهی ( ولدشاهی ) کوتی ، لاوردان، مزیدی، ابوالحسنی ، حیاتی ، شهسواری، ابوالحاجی ، سنوده، صباحی، عزیزی، عمادی، کَریچه، ماهاری ( مهاری ) ، آردال ( اردال ) ، پالنگی ، خوشنامی، سقاطی، گله ریشی، الوانی ، بنی عبداللهی شیبانی، قفلابه ، هومالی و غلامشاهی
متمم طوایف ایل شیبانی به نقل از کتاب وقاع ایلات خمسه:
طایفه عمله - جمالی - موالی - میرکی
توضیح 1:
طایفه بزرگ مزیدی در حال حاضر درایل عرب جباره سازماندهی شده است .
( ( که طی تحقیقات جامع صورت گرفته برخی افراد طایفه مزیدی در عراق که در شهرکوت مرکز استان واسط ساکن هستند خود را از نسل بکر ابن وائل می دانند که بکر ابن وائل جد طایفه شیبانی است و برخی دیگر نیز طایفه مزیدی را از نسل قبیله بنی اسد معرفی و عنوان می کنند مزیدیان دودمانی بودند که در بین سده های چهارم تا ششم هجری قمری در سرزمین های هیت و کوفه زندگی میکردند و عنوان میشود مزیدیان از قبیله بنی اسد منشعب شده، عربستان را ترک گفته و در قادسیه بر کناره چپ دجله پراکنده شدند، سندالدوله ابوالحسن علی در سال ۳۸۷ق ( ۹۸۷م ) بر بهاءالدوله بویهی شوریدند ولی بزودی فرمانبرداری آنان را گردن نهادند ولی دوباره در سال ۴۰۳ق ( ۱۰۲۱م ) پرچم استقلال برافراشت و سلطان الدوله بویهی را وادار کرد تا حاکمیت او را به رسمیت بشناسد. [۱]
با آنکه آنان در اصل از اعراب بدوی بودند، ولی نشان دادند که مدیران و سیاست مداران چیره دستی هستند و در رویدادهای گوناگون عراق در دوره سلجوقیان به صورت قدرت مهمی درآمدند. در زمان صدقةبن منصور، امیر بزرگ مزیدی، بر گرد شهر حله حصار استواری کشیدند و به این ترتیب این شهر مرکز قدرت مزیدیان در عراق شد. مزیدیان دارای تمایلات شیعی زیادی بودند. شهر حله در دو طرف رود فرات و در صد کیلومتری بغداد واقع شده است. این شهر در سال493 هجری قمری توسط صدقة بن منصور بن دبیس بن علی بن مزید اسدی تأسیس شد، و توسط او، حله آباد گردید و تبدیل به پایتخت �بنی مزید� گردید
که در شهر حله ساکن شده بودند و آخرین حاکم مزیدی فردی به نام مهلهل بوده که پس از شکست خود و نیروهای تحت امر به سمت مرکزیت ایران یعنی منطقه فارس و شرق عراق کنونی که در آن زمان جز ایران بوده مهاجرت میکند .
اما بر اساس کتاب ناصری طایفه مزیدی یکی از طوایف ایل جباره محسوب میشود.
توضیح 2:
برابرتاریخ ایران وصدر اسلام طایفه شیبانی ( به رهبری المثنی ابن حارثه شیبانی ) وطایفه خراعی بعنوان پیش قراولان فتح ایران وارد سرزمین خراسان شدند ودروقایع پس از ضعف عباسیان طایفه خزاعی با حمایت از طاهرذوالیمنین اقدام به تشکیل حکومت طاهریان درخراسان نمود وطایفه شیبانی نیز در حمایت از طایفه خزاعی اقدام به انتشار نیروهای خود درحوزه فعالیت این حکومت ( مناطق کنونی خراسان – کرمان –یزد – سیستان وایالت نیمروز افغانستان ) نمود . لازم به ذکر است که پس از شکست طاهریان بدست یعقوب صفاری گسترش اعراب درقالب نیروهای نظامی صفاریه در ولایت فارس نیز افزایش یافت که به نظر می رسد دوران طاهریان وصفاریان اوج هجوم ومهاجرت اعراب عشایرخصوصاَ طایفه شیبانی از خراسان به فارس است .
گفتنی است درزمان حکومت بنی امیه وبنی عباس طایفه خزاعی به واسطه علاقه به اهل بیت از دشمنان این حکومت ها بوده است ودر برخی از روایات از عشایر خزاعی با نام خوارج نیز یادشده است . دراین خصوص معاویه می گوید دشمنی طایفه خراعی با مابه حدی است که زنان این طایفه نیز برای ما شمشیرکشیده اند . یک نکته باید دراینجا موردبررسی قرار گیرد وآن اینکه مهاجرت گروهی از خوارج از سرزمین عراق به مرزهای شرقی ایران درزمان مختار سقفی است دراین راستا گفته می شود پس از شکست مختار به دست مصعب ابن زبیر گروهی از خوارج که مخالف بنی زبیر در عراق بودند به مرزهای شرقی ایران مهاجرت کردند.
لازم به ذکر است گروهی از عشایر شیبانی در زمان خلافت معاویه بن ابی سفیان به شهر دارابگرد اعزام شدند که وظیفه آنها دریافت مالیات این شهر وارسال آن به دارالخلافه درراستای اجرای یکی از بندهای صلح امام حسن ( ع ) ومعاویه جهت پرداخت به خانوده های شهدای جنگ بوده است .
توضیح :
المثنی ابن حاثه شیبانی درزمان خلافت ابوبکر طی ملاقاتی با وی عنوان نمود سال های متمادی درمرزهای ایران وشبه جزیره عرب اقدام به غارتگری می کنم، قبلاً ایرانی ها من را تعقیب می کردند ولی الان از قدرت آنها کم شده ودیگر توانایی تعقیب وگریز بامن را ندارند چنانچه اجازه بدهی به ایرانیان حمله کنم . المثنی با گروهی از نیروهای خود وارد جنگ با نیروهای ساسانی در شرق فرات شد وموفق شد نیروهای ساسانی را به عقب براند وی درمناطق مسکونی شرق فرات خونریزی بسیاری نمود که با واکنش ابوبکر مواجه شد وابوبکر در پیامی المثنی را عزل وخالد ابن ولید را به فرماندهی سپاه اسلام گماشت . المثنی ابن حارثه شیبانی پس از مدتی در منطقه ای معروف به سماوه فوت نمود وپیکرش راهمانجا دفن نمودند که دردرحال حاضرشهر سماوه هم مرز با عربستان سعودی بعنوان مرکز استان المثنی معروف می باشد.
زبان گفتاری عشایر خمسه:
زبان گویش طوایف عرب در استان فارس عربی است که با گذشت زمان دراثرمعاشرت با ساکنان فارسی زبان بسیاری از لغات فارسی به آن راه یافته است وپس از سپری شدن هرنسلی به نسل دیگر از فصاحت آن کاسته شده وبه تدریج کم رنگ تر شده است . آنچه که گویش عربی وچهارچوب اصلی زبان ایل عرب خمسه را حفظ نموده است افعال عربی است زیرا اسامی درطول زمان دستخوش تغییر بوده اند لیکن افعال تاکنون دست نخوره باقی مانده وبسیاری از کلمات ولغات در مقایسه با زبان عربی کشورهای عربی کلمات مورد استفاده عشایر اولیه وبدوی می باشد .
مردمان عرب افراد عرب زبان ساکن در شهرها وروستاها را حَضر ( حاضر ) خطاب کرده به معنای افراد متمدن وحاضری ها نیز اعراب بادیه نشین راکه زندگی بدوی داشته اند عُربی خطاب می کردند . عشایر خمسه نیز فارسی زبانان را حضر می نامند .
نظریه های موجود درخصوص تاریخ ورود عشایر به ایران وفارس :
الف: مهاجرت عشایر عرب زبان از مناطق حاشیه جنوبی خلیج فارس به مناطق جنوبی ایران سپس انتشار در سطح کشور طی سیاست های دولت های وقت درایران خصوصاً مهاجرت عشایر عمانی از سرزمین نجد به ایران .
ب: ورودعشایر پس از حمله اعراب مسلمان به ایران وانتشار در سطح فلات ایران جهت کنترل مناطق تسخیری توسط مسلمان .
1 - درخصوص بند الف: طی بررسی وتحقیقات اینجانب از طریق کتب تاریخی وهمچنین بررسی ازنشریات کشور عمان سندی تاریخی در رابطه به انتقال افرادی از عمان به ایران واسکان درشهر شیراز را بدست آوردم که ترجمه متن فوق را جهت اطلاع علاقمندان درذیل آورده ام :
متأسفانه اطلاعات دقیقی از سرنوشت این افراد بدست نیاوردم که احتمالاً آنها درطول زمان در بدنه مردم شیراز یاسایر عشایر ادغام شده اند ومحل سکونت قبلی آنها درمحله گودعربان شیراز بوده است .
خلاصه ترجمه متن فوق :
در16آبریل 1737م ( 27فروردین ماه 1116هـ ش ) نیروهای ایرانی به عمان حمله کردند ووارد خورفکان شدند وتوانستند رحمه ابن مطر را درمنطقه جفارشکست دهند ومنطقه فوق را به تصرف خود درآوردند . نیروهای ایرانی پس از پیشروی در خاک عمان درمنطقه بالیاسمین در جنگ با بلعرب بن حمیر موفق شدند در مرحله اول نیروهای جلودار خط بلعرب را شکست دهند لیکن درمرحله دوم ودرعقبه نیروهای ایرانی از نیروهای بلعرب شکست خوردند وجهت جبران شکست خود به روستاهای اطراف حمله کرده وگروهی از سالخوردگان – کودکان وزنان را اسیر نموده وبه شهر شیراز درفارس منتقل نمودند . این وقایع در زمان نادرشاه اتفاق افتاده است .
توضیح 1 - 1: برابر این سند انتقال اعراب از عمان به شیراز ثابت شده است لیکن نمی توان عشایر فارس را ازنسل این افراد تبعید شده دانست زیرا قبل از عهد نادری ودرزمان صفویه عشایر فارس دارای سازماندهی وهویت طایفه ای بوده اند .
توضیح 1 - 2: درزمان حکومت نادرشاه فرماندهی نیروهای نظامی در جنوب ایران برعهده محمدابن واصل بوده است این شخص بارها به مناطق ساحلی درحوزه جنوبی خلیج فارس خصوصاً عمان وبحرین حمله وافرادی را به ایران تبعیدکرده است .
2 - درخصوص بند ب:
دکتر دومیرنی در تحقیقات خود درسال 1913 ( طی کتاب عشایر فارس توسط دکتر جلال الدین رفیع فرترجمه ومنتشر شده است ) عنوان می کند تقریباً سرتاسرجنوب ایران تحت اشغال ایلات عرب می باشد . این ایلات بدون تردید از نجد ( خوزستان ) - عمان ویمامه آمده اند . آنها درزمان خلافت بنی امیه وبنی عباس یعنی درزمان اولین سلسله خلفای مسلمان به این منطقه مهاجرت کرده اند. گروههای مهاجر تداوم فتح فارس به نفع خلیفه الله وضامن برتری امپراطوری اسلام درجنوب ایران بودند . وظیفه این افراد مقابله با شورش ها وجمع آوری مالیات بوده است .
نقد برخی از مطالب منتشر شده درخصوص عشایر عرب فارس :
* - درخصوص عشایر شیبانی گفته می شود این عشایر از نسل عشایربنی جذام وقحطانی می باشند ( فارسنامه ناصری ) که این نظریه با توجه به اسناد منتشره درکتاب انساب والقاب عرب رد میشود :
عشایر شیبانی یا بنی شیبان از عشایر عرب عدنانی می باشند که نسب آنها بدین شرح است :
شیبان بن بکر بن وائل بن جدیله بن اسد بن ربیعه بن نزار بن معدبن عدنان بن اسماعیل بن ابراهیم ( ع )
نام شیبان به معنای به سفیدی برف می باشد ویکی از ماههای سریانی می باشد که همردیف ماه کانون ثانی وبهمن ماه است که دراین فصل زمین از پوشش برف سفیدمی شود.
با توجه به بدوی بودن عشایر شیبانی وجباره فارس وعدم ارتباط آنها با سایر طوایف خوزستان وکشورهای عربی کلمات ولهجه عربی باقیمانده دراین طوایف دست نخورده وبکر می باشد . پس از ازدواج حضرت اسماعیل ( ع ) درسرزمین حجازفرزند وی بنام عدنان متولد میشود که اوحاصل ازدواج دوقوم عبری وعربی است . افراد عبری زبان درهزار سال پیش به راحتی وبدون مترجم عربی را می فهمیدند وعرب ها نیز همینطور عبری را می دانستند .
زبان ولهجه عدنان بن اسماعیل به تحقیق دارای لهجه ای متفاوت با اعراب اصیل و حجازی قحطانی بوده است واین تفاوت ها دربین عشایر ایلات عرب واعراب ساکن کشورهای عربی کاملاً مشهود است مثلاًدرزبان عبری حرف جیم بصورت کامل ادامی شود لیکن درزبان عربی حرف جیم بصورت یاء تلفظ می شود .
بطور مثال: عبری : بنجامین عربی : بنیامین
درلهجه محلی خوزستان وبرخی از کشورهای عربی حرف جیم بصورت یاء بیان می شودولی درعشایر فارس حرف جیم کاملاً اداه می شود .
بطور مثال : رجال ( فارس ) ریال ( خوزستان ) جاء ( فارس ) یاء ( خوزستان )
برخی از کلمات مورد استفاده ورایج دربین مردم عشایر عرب فارس درحال حاضر دربین کشورهای عربی منسوخ شده یا معنای دیگری دارد که نشان از تفاوت لهجه وبرخی ازکلمات درگذشته با حال است .
* - دربرخی از روایات وکتاب های نوشته شده درخصوص عشایر ورامین خصوصاً کتاب وقایع ایلات خمسه به تحریر آقای علی محمدشیری گفته می شود عشایر وارمین درزمان قاجاریه به ورامین تبعید شده یا مهاجرت نموده اند . دراین راستا اینجانب بصورت اتفاقی درکتاب شرح زندگانی من نوشته عبدا. . . مستوفی چند جمله درخصوص تاریخ تبعید عشایر کَتی ورامین ( کوتی ) بدست آوردم که عین متن را به این مقاله منتقل نموده ام :
( ( آقامحمدخان قاجار پس از فتح شیراز به ورامین رفت وعشایر عرب آنجا را که نادرشاه از شیراز به ورامین تبعید کرده بود با خود همراه نموده وتهران را اشغال نمود . وی درتهران محله عرب ها را تأسیس واعراب را درآنجا ساکن نمود . هنوز سرجنبان های آن طایفه درتهران ساکن هستند . ) )
دربین سالخوردگان طایفه کوتی فارسی درروستای کفدهک شهرستان خرامه این جمله مشهور است که گفته می شود رابطه ما با عشایر ورامین مانند صورتی است که با شمشیر بینی آن را جدا کرده باشی وصورت بدون بینی معنا ندارد.
به نوشته آقای علی محمدشیری درکتاب وقایع ایلات خمسه قسمتی از طوایف ولی شاهی ، لبومحمدی، مزیدی ، قنبری وجابری از ایلات عرب فارس درگذشته به تهران تبعید یا مهاجرت نموده اند وهمگی آنها پسوند کتی ( کوتی ) دارند این طوایف در روستاهای گله تپه، پایینک، خورین، ولی آباد ، باقرآباد، قویینک، ریحان آباد، جعفرآباد، شورون، شاهی آبادوجلیل آباداز توابع شهرستان ورامین وروستاهای باقرآباد ، باروف، تقی آباد، قاسم آباد، زمان آباد، شرف آباد، وحبیب آباداز توابع شهر ری وتعدادی از این خانوده ها نیز ساکن شهر تهران هستند .
*برخی از دوستان وعلاقمندان در طایفه فارسی همیشه این سؤال را دارند که معنای طایفه کتی یا اینکه علت نام نهادن طایفه فارسی برچه مبنایی است درپاسخ به این دوستان باید بگویم :
منطقه کوت درگذشته درکشور عراق حدواسط بغداد تا شهر العماره درشمال بصره کنونی را درمی گرفته است این شهر در زمان حکومت مادها درایران به تصرف مهاجمانی ازاعراب سامی قرار گرفته وحکومت کوتیون را درآنجا بنا نهادند اما به دلایل نامعلومی درکمتر از نیم قرن بدست ساکنان شهر اور درجنوب عراق حکومت کوتیون منقرض شد وامپراطوری بابل بدست اوری ها در عراق امروزی تشکیل شد . شهر کوت مرکز حکومت کوتیون درزمان ایران باستان وبعد اسلام محل ترددوییلاق وقشلاق عشایر بکر ابن وائل ( شیبانی ) بوده است . به مرور زمان برخی از طوایف شیبانی دراین منطقه ساکن شدند . مزار نعمان ابن منظر که جنک ذی قار بدلیل حمایت از خانوده وی بین طایفه شیبانی ونیروهای خسرو پرویز درگرفت درمنطقه نعمانیه این شهر قرار دارد . افراد ساکن درشهر کوت پس از مهاجرت به سایر مناطق به اهل الکوت یا اهالی کوت معروف می شدند وکلمه کوتی از اینجا شکل گرفت . بطور مثال گروهی از عشایر ساکن کوت به منطقه هویزه در استان خوزستان مهاجرت کرده وساکن شده اند وبه آنها اهل الکوت اطلاق شده است ودر شناسنامه خود نیز بنام کوتی حویزاوی معروف شده اند . عشایر کوتی هویزه وبستان وسوسنگرد براین عقیده اند که از نسل ربیعه بین نزارجد طایفه شیبانی هستند وبرخی از آنها فامیلی ربیعی هم دارند . لازم به ذکر است در میان خوزستان وعراق طایفه کوتی بدلیل سابقه تاریخی وانتساب به حکومت کوتیون به الاُمراءمشهور هستند وبرخی از آنها نیز دارای فامیلی امیری هستند . همچنین درخصوص طایفه فارسی کوتی هم می توان همین نتیجه را گرفت که احتمالاً کوتی های ساکن فارس را با نام کوتی فارسی ( شامل طوایف فارسی - عبدالیوسفی وولی شاهی ) اطلاق نموده اند وبه مرور زمان پسوند کوتی کم رنگ تر شده ونام فارسی آن کاربرد بیشتری یافته است.
جالب است بدانید که تنها طایفه عربی درعراق که درجنگ با امام حسین ( ع ) شرکت نکرد طایفه ربیعه بود واین طایفه درحال حاضر در شهر کوت – موصل وبغداد ساکن هستندوشیعیان بحرین نیز عمدتاً از طایفه ربیعه هستند .
دراین خصوص وعدم شرکت طایفه ربیعه ابن نزاروگروهی از شیبانیان در حرب الحسین ( ع ) حدیثی نیزاز پیامبر بزرگواراسلام نقل شده است که می فرمایند :
اُترکو عشیرتکم واهل بیتکم الی بنی شیبان هُم الامناء.
عشیره واهل بیت خود را درنزد طایفه بنی شیبان به امانت بگذارید زیرا حافظ آنها خواهند بود.
درواقعه جنگ ذی قار خسرو پرویز با فراخوان نعمان ابن منظر دخترش را از وی خواستگاری نمود که با امتناع نعمان مواجه شد سپس نعمان خانواده ودارایی خود را نزد طایفه شیبانی به امانت نهاد وخود به ایوان مدائن رفت ودر آنجا بدست خسرو پرویز کشته شد . خسرو پرویز با ارسال پیک خواهان استرداد دختر ودارایی نعمان از طایفه شیبانی شد که با مخالفت ایل شیبانی مواجه شد ونیروهای ساسانی در جنگی که درمنطقه ذی قار ( استان ذی قاردرشمال غربی بصره واقع شده ومرکزش شهر ناصریه است ) درگرفت از شیبانی ها شکست خورند واین اولین جنگ بین عرب وایران در طول تاریخ بود . علل شکست ساسانی ها درجنگ این بود که حاکم منطقه حیره، هانی ابن مسعود شیبانی که قبلاً قول داده بود از نیروهای ایرانی حمایت کند در زمان شروع جنگ به بهانه اینکه من از شیبانی ها هستم وبا عمام خود وارد جنگ نمی شوم از اعزام 10هزار سرباز به جنگ امتناع ورزید ودیگر اینکه اعراب به اندازه 14روز آب با خود ذخیره کرده وبه دل بیابان زدند لیکن سربازان ساسانی فقط به اندازه 3روز آب همراه داشتند وبیشتر آنها بدلیل تشنگی تلف شده وجنگ را باختند . این حوادث در سال ششم هجری قمری رخ داد وگفته می شود جرأت حمله المثنی ابن حارثه شیبانی جهت حمله به امپراطوری ایران از همین جنگ نشأت گرفته است .
در خصوص شعار معروف یا لثارات الحسین نیز درکتب تاریخی آمده است زنی از طایفه بکر ابن وائل ( شیبانی ) شوهرش در سپاه عمر ابن سعد بر علیه امام حسین ( ع ) شمشیر می زد پس از شهادت امام حسین ( ع ) وقتی حمله سپاهیان به خیمه های امام را مشاهده نمود از محل استقرار خود خارج شده وبا برداشتن چوبی بسمت خیمه های امام حرکت وبه افرادی که به خیمه ها تعرض می نمودند حمله ور شد وشعار یالثارات الحسین را سر داد وگفته می شود گروهی از سپاهیان عمر سعد با مشاهده رفتار این زن از کرده خود پشیمان شده وقیام های توابین ومختار از آنجا نشأت گرفت .
معرفی یکی از طوایف ایل خمسه:
هنگام مطالعه زندگی نامه شهید سپهبد صیادشیرازی به این جمله برخورد نمودم که ایشان خود را طایفه اُخت افشار معرفی کرده اند . بنا به نوشته شهید بزرگوار این طایفه درمحدوده شهرستان های استهبان – نی ریز فارس وبافت کرمان درییلاق وقشلاق بوده اند وعده ای ازآنها به منطقه خراسان ودره گز کوچ نموده وساکن آن منطقه می شوند که از جمله آنها فردی بنام صیاد پدربزرگ شهید صیاد شیرازی بوده است . دراین رابطه تحقیقات زیادی نمودم لیکن متأسفانه از طایفه مذکور که از طوایف عرب خمسه بوده اطلاعات دقیقی کسب نکردم وامیدورام درآینده از طریق همکاری دوستان وخوانندگان گرامی اطلاعات دقیق تر وموثقی دریافت شود.
لازم به ذکر است دراستان کرمان طایفه ای بنام افشار ساکن می باشند که از عشایر ترک قشقایی می باشند ومادر شهید صیادشیرازی نیز ازاین طایفه میباشند لیکن طایفه اُخت افشار عرب زبان ومتفاوت با طایفه افشار می باشد .
تعریف سرزمین نجد ویمامه :
دربسیاری از کتب تاریخ در خصوص اعراب عنوان شده که یقیناً اعراب ازمنطقه نجد ویمامه به اقصی نقاط خاور میانه وکشورهای عربی کنونی درشمال آفریقا منتشر شده اند لیکن تعریف دقیقی از سرزمین نجد ارائه نشده است .
سرزمین نجد:
نجد درلغت به معنای زمین مرتفع وبلند است که دراین راستا برخی از جغرافیدانان فلات ایران را که سرزمینی بلندومرتفع است با نام نجد ایران معرفی نموده اند . دربرخی از کتب از جمله کتاب عشایر فارس نوشته دومرینی فرانسوی نوشته شده نجد، خوزستان است که با این تعریف از سرزمین نجد این فرضیه با توجه به جلگه ای وپست بودن خوزستان رد می شود . علی هذا تعریفی که مورخین عرب از سرزمین نجد دارند ودر کتاب های عربی شرح شده است را جهت آگاهی ارائه می کنم:
نجد : نجد سرزمینی مرتفع از بلاد عرب است که درشرق دریای احمر قرار گرفته است . این سرزمین بعد از حجاز قرار گرفته ومرزهای عربستان سعودی با عراق را تشکیل می دهد یعنی در غرب شبه جزیره العرب قرار دارد . مهمترین شهر این سرزمین طی سالهای اخیر ریاض پایتخت عربستان می باشد . علت توجه اعراب به سرزمین نجد پس از تخریب سد مئاریب درسرزمین صبا ( یمن کنونی ) وکشته شدن بسیاری از مردم عرب دراین حادثه عنوان شده است .
تعریف یمامه :
سرزمینی است درجزیره العرب که برخی آن را جزء سرزمین نجدبه حساب می آورندامرزه این منطقه را درعربستان سعودی عارض می نامند وبا یمن متفاوت است . مردم یمامه درسال 9هجری موسوم به عام الوفوددین اسلام را پذیرفتند ولی پس از ادعای نبوت مسلیمه کذاب این سرزمین درسال 12هجری مورد هجوم خالدن ابن ولید قرار گرفته وفتح شد. بااین تفاسیر به این نتیجه می رسیم که طایفه بزرگ مزیدی که در زمان قاجاریه جز اعراب خمسه محسوب شده اند از اعراب مزیدی قبیله بنی اسد می باشند که پس از شکست حاکم مزیدی در عراق کنونی که قبلاً جز ایران بوده به سمت شرق ایران یعنی منطقه فارس و کرمان و یزد مهاجرت میکنند تا در امان بمانند و باتوجه به اینکه در مرکز ایران آن زمان یعنی فارس زندگی میکردند به همراه طوایف دیگر ازجمله شیبانی و جباره ناچار زبان اصلی آنان به مرور تغیراتی حاصل شده و به زبان فعلی گویش میکنند .

باسلام،
خلاصه ای از چگونگی مهاجرت و شجره نامه مزبدی
اعراب مزیدی از قبیله بنی اسد هستند که شغل اصلی آنان دامداری بوده که به همراه قبیله خود برای چراندن گوسفندان خود به چراگاه سرسبز و جلگه بین النهربن و دجله و فرات یعنی جنوب ایران سابق در زمان غزنویان و ( عراق فعلی منشعب شده از ایران ) از عربستان مهاجرت ( ییلاق و قشلاق ) نموده و چون منطقه حله و کربلا منطقه سرسبز بوده مدتها در این منطقه سکنی می گزینند و بیش از یک قرن زندگی میکنند و شهری به نام حله بنا می نهد که مرکز داد و ستد و حتی مرکز حاکمیت مزیدی بر این منطقه میشود و حاکم اصلی اول آن دبیس بوده که مدتی حاکم حله بوده و مزیدیها پس از چند دوره حاکمیت توسط بنی عباس و بنی امیه مورد تهاجم قرار میگیرند و ناچار به مهاجرت به سمت مرکز و جنوب شرق ایران می نمایند که تعدادی از آنان به استان فارس و تعدادی به کرمان و تعدادی به سمت یزد و تعدادی به سمت اصفهان و تهران کوچ میکنند که در زمان پادشاهان قاجار عشایر ترک زبان قشقایی با حمایت آلمانی ها قصد شورش و جداطلبی می نمایند که توسط حاکمان قاجار بنا به مصالح امنیتی و سیاسی برای اینکه بتوانند بر طوایف و قبایل عرب زبان و همچنین اعراب مزیدی تسلط بیشتر داشته و آنها را در مقابل قشقایی قراردهند ساختاری ایجاد میکنند به نام ایل عرب خمسه که شامل ۵ ایل به نامان ، ایل ترک زبان اینالو، ایل ترک زبان نفر ، ایل ترک زبان بهارلو، و ایل فارس زبان بصری و ایل عرب زبان ( شیبانی، جباره، و چند طایفه مستقل که مزیدی هم جز ایل عرب نوشته میشود ) که هرکدام از این طوایف و ایلات عرب زبان نسبت قوم خویش باهم نداشته و براساس مقاصد سیاسی چنین اتحادی ایجاد و نامگذاری میشود و تاکنون ادامه داشته، که برای جلوگیری از
...
[مشاهده متن کامل]

تفرقه و اختلاف معمولا تلاش شده تا از هرگونه نگارش دیگری پیشگیری شود. ادامه متن نیاز به صبر و حوصله شما عزیزان دارد. که متعاقبا باعرض می رسد.
نگارش از طرف حاج اسدالله انصاری مزیدی

باسلام. چند طایفه ازمزیدی درشمال ایران واستان گلستان وشهرستان علی آبادکتول زندگی میکنندکه اغلب آنهاازنظرعلم وسواددانشگاهی دررتبه های بالایی قراردارند وبیشتردرمشاغلی مانندمهندسی، پزشکی، استادی ومدیریت. . . عناوین قابل توجهی رادارامیباشندوبه زبان کتولی که یکی اززبانهای شمالی کشورایران است صحبت میکنند
سرانجام مهاجرت طایفه عرب مزیدی از قبیله بنی اسد در جنوب عراق به کجا رسید و به کجا مهاجرت کردند یا توسط حکام عباسی به کجا طرد شدند؟
شرح: قبیله بنی اسد از قبایل عدنانی ساکن نَجد و اثرگذار در حوادث صدر اسلام و از نسل اسد بن خزیمة بن مدرکه بودند، آنها از قبایل جنگجوی عرب در عربستان به شمار می آمدند که در نبردها و غزوات متعددی همراه مسلمانان شرکت میکردند و برخی طوایف و تیره های بنی اسد بر ضد آنان شرکت داشتند. برخی افراد در قبیله بنی اسد میان اعراب به شورچشمی شهره داشتند و برخی نیز از نخستین آهنگران عرب بشمار می آمدند . در رخداد عاشورا ، برخی طوایف و تیره های بنی اسد همراه یاران امام حسین ومواضع خوبی داشتند ، همچون حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، قیس بن مصهّر صیداوی از یاران امام حسین ( علیه السّلام ) و در رکاب او جنگیدند و شهید شدند واز شهدای کربلا بودند و برخی تیرها و طوایف بنی اسد برعکس مواضع خوبی نداشتند و در لشکر عمر بن سعد حضور داشتند. طبق گزارشات تاریخی، یکی از طوایف قبیله بنی اسد ( طایفه مزیدی ) ساکن در �غاضریه�، و حله کنونی با یاران امام حسین همراهی داشتند اجساد شهدای کربلا را با همکاری امام سجاد که در آن زمان جوان بودند با راهنمایی و معرفی وی اجساد مطهر شهدا را به خاک سپردند ، وهمین اقدام نقطه عطفی برای گرایش طایفه مزیدی به مذهب شیعه را فراهم آورد و در موفقیت های که در جنوب عراق کنونی و ایران سابق بدست آوردند ، دولتی به نام بنی مزید را به مرکزیت حله تاسیس کردند و در گسترش تشیع نقش بسیار خوبی داشتند، در دوره های جاهلی و بعد از اسلام، از میان قبیله بنی اسد بویژه طایفه مزیدی ، شاعران، محدثان و بزرگانی مشهور برخاستند.
...
[مشاهده متن کامل]

طایفه بزرگ مزیدی در قادسیه بر کناره چپ دجله پراکنده شده بود.
با آنکه آنان در اصل از اعراب بدوی بودند، ولی نشان دادند که مدیران و سیاست مداران چیره دستی هستند و در رویدادهای گوناگون عراق کنونی در دوره سلجوقیان به صورت قدرت مهمی درآمدند. در زمان صدقةبن منصور، امیر بزرگ مزیدی، بر اطراف شهر حله حصار استواری کشیدند و به این ترتیب این شهر مرکز قدرت مزیدیان در جنوب عراق شد. مزیدیان دارای تمایلات شیعی زیادی بودند. شهر حله در دو طرف رود فرات و در صد کیلومتری بغداد واقع شده است. این شهر در سال493 هجری قمری توسط صدقة بن منصور بن دبیس بن علی بن مزید اسدی تأسیس شد، و توسط او، حله آباد گردید و تبدیل به پایتخت �بنو مزید� ( طایفه بزرگ مزیدی ) گردید.
حکومت بنی مَزیَد از حکومت های شیعی عراق در قرن ۴ تا ۶ قمری که توانستند به یکی از قدرت های تأثیرگذار منطقه تبدیل شوند. بنی مزید از قبیله بنی اسد بودند که همزمان با فتوحات اسلامی به بخش هایی از جنوب عراق و جنوب و شرق ایران کوچ کردند و پس از مدتی نفوذ زیادی در منطقه به دست آوردند و با سرکوب قبیله های مهاجم به شهرت رسیدند. تا آنکه علی بن مزید از والیان توانست با حمایت معزالدوله بویهی حکومت مزیدیان را در شهر حله کنونی به وجود آورد. پس از او هفت تن دیگر از بنی مزید ( طایفه مزیدی ) به حکومت رسیدند و در نهایت در سال ۵۴۵ق حکومتشان توسط شورشیان شمالی عراق شکست خورد و منقرض و از بین رفت.
بنی مزید در زمان حکومت در قلمرو خود مذهب شیعه را مذهب رسمی اعلام کرد و مردم را به رعایت شعائر مذهبی دعوت نمود، حاکمان مزیدی همواره از شیعیان در برابر اهل سنت حمایت کردند و حتی برخی از آنها در این راه جان خود را از دست دادند.
حکومت مزیدیان همزمان با حکومت های عباسیان، آل بویه و سلجوقیان بود، خلفای عباسی مزیدیان را تهدیدی علیه حکومتشان قلمداد کرده و در مواقعی آنها را متهم به بد دینی می نمودند و مردم را علیه آنها می شوراندند. امپراطوری سلجوقی نیز برای جلوگیری از نفوذ عباسیان، سیاست حفظ قدرت امرای عرب چون بنی مزید را پیش گرفت.
مشهورترین حاکم مزیدی، صدقه بن منصور بود، وی با استفاده از اختلافات داخلی سلجوقیان، توانست حکومت مزیدیان را گسترش دهد، او شهر حله را تأسیس کرد که این شهر پس از مدتی، به یکی از مهم ترین شهرهای عراق و دارالعلم جهان تشیع تبدیل شد. حاکمان مزیدی با برقراری امنیت و آرامش و فراهم کردن امکانات علمی، نقش مؤثری در شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی با رویکرد شیعی داشته و سرزمینشان به یکی از کانون های علمی و ادبی جهان اسلام مبدل گشت و علاوه بر جایگاه و زادگاه بزرگان شیعه، مکانی برای مهاجرت علمای مناطق دیگر گردید که بیشتر ثمرات آن در سده های بعد نمایان شد.
امارت مزیدی در حدود ربع پایانی سده چهارم تا نیمه نخست سده ششم هجری در منطقه فرات میانه ـ عراق ـ تشکیل گردید. رودهای بزرگ و کوچک منشعب از رودخانه های دجله و فرات، موجب آبادانی و تشکیل مراکز جمعیتی در این ناحیه می گشت و عبور راه های کاروانی حاجیان به رونق اقتصادی و اهمیت سیاسی ـ اجتماعی آن می افزود. فرات میانه پیوسته میان قبایل عرب دست به دست می گشت تا آن که نوبت به قبیله مزیدی اسدی رسید که امارتی را با گرایش های شیعی تشکیل دادند. مزیدیان در دوران امارتشان فشارهای بسیاری را تحمل کردند ، و خلفای بغداد، دولت آل بویه و سلاجقه، سه قدرتی بودند که مزیدیان پیوسته از سوی آنان زیر فشار و تحت تعقیب بودند، با وجود همه این ناملایمات، دانش دوستی شماری از امیران و مردم این خاندان، موجب شد تا امارتشان، به ویژه در دوران صدقه بن منصور، به مرکزی برای ظهور فقیهان، ادیبان و شاعران نامدار شود.
بَنی مَزید
سلسله ای ( حک: ۴۰۳ـ۵۴۵ق ) از امرای شیعۀ عرب از قبیلۀ صَدَقه مزیدی اول، چهارمین حکمران بنی مَزید که �پادشاه عرب� خوانده می شد، نفوذ بسیاری یافت و واسط و بصره را فتح کرد و در ۴۹۵ق، حُلّه را در کنار رود فرات ساخت و در ۵۰۰ق امیر تَکْریت را به اطاعت خود درآورد و سرانجام سال بعد در جنگ با سلطان سلجوقی به قتل رسید. در سال ۵۵۸ق مُسْتَنْجِد، خلیفۀ عباسی، فرمان داد که قبیلۀ بنی اسد از جمله بنی مزید یا همان طایفه بزرگ مزیدی از عراق طرد شوند. از این رو، ۴ هزار تن از افراد این قبیله کشته شدند و بقیهبنی اسد و طایفه مزیدی سرزمین های اطراف رود فرات وحله را ترک گفتند و به سمت مرکز و جنوب ایران مهاجرت کردند که اکنون قبیله بنی اسد و مزیدی در جنوب استان فارس و کرمان و یزد و اصفهان و جنوب خراسان بصورت پراکنده ساکن شده و معمولا به گویش عربی سخن میگویند که یکی از شاخه های مزیدیان قبیله بنی اسد طایفه مزیدی اطراف شهرستان فسا و داراب و جهرم هستند که به زبان عربی معروف به عرب خمسه گویش میکنند . نویسنده و جمع آوری از کتب و مقالات ثبت شده،
حاج اسدالله انصاری مزیدی، فسا

با درود بر طایفه بزرگ مزیدی. طایفه مزیدی در فارس دارای ۱۲ تیره است که با توجه به تحقیقات تعداد زیادی از این تیره ها یا ترک هستند و یا فارس و فقط چند تیره اصالت عرب دارند و از این چند تیره عرب هم همه اصالتا از مزیدی بنی اسد نیستند.
...
[مشاهده متن کامل]

تیره های طایفه مزیدی شامل:
۱ - - اِدهمی
۲ - - اسکندری
۳ - چکنالجی
۴ - حق نظری
۵ - رمضانلی ( مهرابی و خراسانی )
۶ - - شیرازی
۷ - - عاشورلی
۸ - - عزیزلی
۹ - کله خوشی
۱۰ - لبوحسینی
۱۱ - میرکی
۱۲ - نظری
از تیره های ۱۲ گانه بالا تیره های رمضانلی، عاشورلی، عزیزلی و احتمالا چکنالجی اصالتا ترک هستند، همچنین طایفه میرکی در اصل از ایل باصری به ایل عرب آمده و دو بخش شده بخشی به ایل عرب شیبانی رفته و بخشی هم به طایفه مزیدی آمده که این طایفه هم اصالتا فارس هستند همچنین اولادهای مهرابی و خراسانی هم اصالتا فارس هستند، احتمال دارد تیره شیرازی مزیدی هم در اصل فارس باشند اما با قاطعیت نمی توان گفت چون ممکن است ریشه عربی داشته باشند. در تیره ادهمی هم اولاد های گودرزی و شول در اصل فارس هستن اما بقیه اولادها عرب هستن. اولادهای تیره اسکندری هم ترکیبی از فارس و عرب غنی است. تیره اولاد حسینی یا لبوحسینی هم اصالتا از اعراب شیبانی کوچ کرده در مزیدی هستند.
با توجه به توضیحات بالا که همه بر اساس پژوهش از افراد سر شناس و مطلع تیره هاست، می شود فهمید که احتمالا تیره های ادهمی، حق نظری، کله خوشی و نظری ریشه در اعراب مزیدی بنی اسد دارند که این هم ممکن است با تحقیقات بیشتر رد شود و یا پذیرفته شود.
در ضمن تیره حبیبی ( حبویی ) طایفه عبدالیوسفی شیبانی ادعا دارند در اصل از طایفه مزیدی به طایفه عبدالیوسفی آمده اند و در طایفه کتی تهران نیز تیره ی مزیدی وجود دارد که باید تحقیق شود این دو گروه در اصل منشعب شده از کدام تیره های طایفه مزیدی هستند و یا ممکن است تیره های مستقلی بوده اند.
طایفه مزیدی تا دوره قاجار بزرگ ترین طایفه ایل عرب خمسه بوده اما از آن پس به دلیل جنگ با پلیس جنوب ( انگلیسی ها ) و همچنین بروز بیماری ها و خشکسالی ها و قحطی ها بسیاری از آن ها قتل عام و نابود شدند و جمعیت آن ها کاهش پیدا کرد. درباره جمعیت امروزی طایفه مزیدی در استان فارس باید گفت این طایفه نزدیک به ۱۵ هزار نفر جمعیت دارد که از این جمعیت کمتر از ۵ هزار نفر مزیدی اصل هستند و بقیه جمعیت مهاجرینی است که در طول تاریخ به این طایفه کوچ کرده اند که در بالا به طور مفصل به آن پرداخته شد.

قبیله مزیدی منشعب شده از قبیله بنی اسد بوده که بعلت گرایش بالای شیعه بودن و حمایت مخفیانه از یاران امام حسین و همچنین مشارکت در خاک سپاری شهدای کربلا مورد غضب ، حاکمان وقت کوفه و امویان قرار گرفته و تحت
...
[مشاهده متن کامل]
تعقیب سپاه اموی و حتی عباسی قرار گرفته وناچارا برای حفظ جان خود تعدادی از آنان به طرف جنوب کشور ایران و مرکز ایران پناه بردند تا از شر حاکمان ظالم اموی وعباسی در امان بمانند و ناگفته نماند براساس تحقیقات انجام شده از تاریخچه مزیدیان و مقالات و . . . اعراب مزیدی منطقه جنوب فارس ، خصوصا اطراف فسا وداراب و نی ریز و استهبان و لار و زرین دشت و شیراز و کرمان و . . . چنیین تصور میشود که از مزیدیان قبیله بنی اسد باشند که در این باره در حال تحقیقات جامع و کامل هستیم .

بنی اسد، �نام قبیله ای از قبایل عرب، از فرزندان اسدابن �خُزَیمَه�بن مدرکه می باشد. گفته شده این قبیله پیکر کشته شدگان�واقعه عاشورا�در سال ۶۱�ه. ق�دفن کرده اند. برخی از همسران�محمد�نیز از همین قبیله بوده اند.
...
[مشاهده متن کامل]

این قبیله در سال ۱۹�هجری�از بلاد حجاز به عراق رفته، در کوفه و غاضریه از نواحی کربلا سکونت کردند. هنگام بنای�کوفه، این قبیله محله خاصی را در جنوب�مسجد کوفه�به خویش اختصاص دادند. در سال ۳۶ هجری در جنگ جمل، با علی�بیعت�کردند و در کنار وی جنگیدند. در�واقعه عاشورا�در سال ۶۱ به سه دسته تقسیم شدند: موافق با�حسین بن علی، مخالف و بی طرف.
حبیب بن مظاهر، انس بن حرث، �مسلم بن عوسجه، �قیس بن مسهر، موقع بن ثمامه و عمرو بن خالد صیداوی از سران موافق بودند و�حرملة بن کاهل اسدی، قاتل طفل شیرخوار، از سران مخالف بود.
گروهی ازدسته سوم ( بی طرف ها ، مزیدیان ) پس از کشته شدن حسین ابن علی، زنانشان بر میدان�جنگ�گذر کرده و اجساد را مشاهده میکنند و تحت تأثیر قرار میگیرند و به�سرزمین�خود رفته، مردان را جهت دفن اجساد، خبر کردند. ابتدا زنان�بیل�و�کلنگ�به دست گرفته به طرف�کربلا�روانه شدند ، پس ازمدتی وجدان مردان عشریه مزیدی �بیدار گشت و به خود آمدند و به دنبال زنان راه افتاده و به دفن اجساد کشته شدگان پرداختند . [۱]�ادعا شده در این هنگام�علی بن حسین�به صورت ناشناس در جمع آنان حاضر و یکی یکی بدن های کشته شدگان را به قبیله مزیدی معرفی کرده و آن ها بدن های کشته شدگان را دفن می کردند. پس از دفن آن ها وی خود را به آنان معرفی کرده است. [۲]�این اقدام سبب شهرت این�قبیله�شد و از آن پس شیعیان به نظر احترام و محبت به�قبیله�بنی اسد�و مزیدی می نگرند. ایل بزرگ مزیدی بزرگترین عشیره بنی اسد بوده که باتوجه به شغل دامداری ودامپروی برای چراندن دامهای خود از عربستان به جنوب عراق و خوزستان ایران مهاجرت و در آنجا سکونت یافته که باتوجه به توانمندی مدتی در منطقه بین النهرین و جنوب کوفه حکمرانی نموده و شهری به نامه حلّه را مرکز خلافت قرار می دهند که آخرین حکمران این خلافت شخصی به نام مهلهل بوده که با شکست خوردن وی ناچارا مخفیانه به منطقه فارس عزیمت میکند ومزیدیان قریب به دو قرن در جنوب عراق کنونی حکومت کردند و مورد حمایت حکام آل بویه که عقاید شیعی داشتند بوده اند
مزیدیان نقش مهمی در گسترش مذهب شیعه داشته اند بعد از انقراض حکومت ال بویه که تفکرات شیعی داشته اند و روی کارآمدن سلجوقیان دارای تفکرات سنی مذهب حکومت مزیدیان حامی مهم خودرا از دست می دهد و در نتیجه توسط خلفای بنی عباس منقرض می شود و مزیدیان به جاهای مختلف از جمله جنوب فارس و کرمان و اصفهان و خراسان جنوبی مهاجرت می کنند که اکثریت آنان در ایران ساکن می شوند و در مناطق مختلفی پراکنده می شوند فعلا اکثریت مردم مزیدی در استان فارس ایران ساکن میباشند و درصدی از جمعیت مزیدی در استانهای کرمان و یزد و گلستان و مازندران و سایر نقاط کشور سکونت دارند که آمار بدست آمده فعلی بالغ بر ۵۰ هزار نفر می باشد که اگر آمار جمعیتی دقیقتر مزیدیان سایر استان های ایران بررسی شود جمعیت مزیدیان بالاتر از این آمار فعلی خواهد بود

سلام . مزیدیان از اعراب بنی اسد که قریب به دو قرن در جنوب عراق کنونی حکومت کردند و مورد حمایت حکام آل بویه بوده اند
مزیدیان نقش مهمی در گسترش مذهب شیعه داشته اند بعد از انقراض حکومت ال بویه که تفکرات شیعی داشته اند و روی کارآمدن سلجوقیان دارای تفکرات سنی مذهب حکومت مزیدیان حامی مهم خودرا از دست می دهد و در نتیجه توسط خلفای بنی عباس منقرض می شود و مزیدیان به جاهای مختلف مهاجرت می کنند که اکثریت آنان به ایران می آیند و در مناطق مختلفی پراکنده می شوند فعلا مزیدی یکی از طوایف بزرگ ایل عرب خمسه در فارس می باشد و همچنین مزیدیان در استانهای کرمان و یزد و گلستان و مازندرانو سایر نقاط کشور سکونت دارند
...
[مشاهده متن کامل]