مزعج
لغت نامه دهخدا
مزعج. [ م ُ ع ِ ] ( ع ص ) از جای برکننده و بی آرام سازنده. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
تتخلله انات طویلة و احلام مزعجة
منفلوطی، صفوة المولفات الکاملة العبرات الفضیلة، ص٩٢
منفلوطی، صفوة المولفات الکاملة العبرات الفضیلة، ص٩٢
برانگیزنده؛ محرک؛ موثر