واژه مزدور که درستتر آن است که موزدور نوشته شود، یک واژه پهلوی است که از دو بخش موزد آی ( یعنی ) حقوق ( پولی که در برابر انجام کاری رفته می شود ) و وَر ساخته شده است که وَر پسوندی است برای دشتن و برخورداری از چیزی که این پسوند به پایان آن می چسبد، مانند بختوَر ( دارای بخت و قسمت ) ، بَهرَگوَر ( برخوردار از بهره ) و خاکوَر ( برخوردار از خاک و زمین ) و مانندهای آن.
... [مشاهده متن کامل]
امروزه این واژه برای نامیدن و یا سخن گفتن از کسی به کار می رود که کاری ( بیشتر نادرست و ناپسند ) را تنها با انگیزه گرفتن پول یا برخورداری از آسایش بیشتر در زندگی و میهِ ( بر خلاف ) راستی و داد ( عدل به درخواست کارفرمای خود انجام می دهد. به سخنی دیگر، در این چیم، موزدور کسی است که تنها به دنبال برخورداری از پول و آسایش در این گیتی کاری ناپسند را انجام می دهد که شاید هم از روی نیاز نباشد و از روی آزوَرزی و پرستش دیو آز ( حرص و طمع ) برای چیزهایی باشد که در این سرای سیپَنج ( سِپَنج بخوانید ) و ویدَراگ ( گذرا ) به دست می آورد.
بهترو درستتر آن است برای جدا کردن این دو چیم از همدیگر، موزدور را موزدوَر ( مُوزدبگیر ) و یا مُوزدوُر ( کسی خودفروخته که تنها از دیو آز پیروی می کند و کاری ناپسند را برای به دست آوردن پول و جایگاه و آسایش بیشتر انجام می دهد ) . در زبان پهلوی که حرکت نداریم، هر دو چیم با یک واژه نوشته می شوند بی ( ولی ) یکسان خوانده نمی شوند و بدینسان چیم از شیوه خوانش واژگان روشن می شود:
پس خواهیم داشت:
مُوزدوَر: مُزدبگیر، حقوق بگیر، برخوردار از مُوزد، آن که کاری را انجام می دهد و دستمُزد می گیرد
مُوزدوَریه: مُزدبگیری، حقوق بگیری
مُوزدوَریها: با مُردبگیری، با حقوق بگیری
مُوزدور: خودفروخته پرستنده دیو آز که کار یا کارهای ناپسند را در راستای به دست آوردن پول و/ یا جایگاه و آسایش بیشتر انجام می دهد
مُوزدوریه: مُزدوری، مُزدور بودن
مُوزدوریها: مُزدورانه، با مُزدوری
منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
مزدور مزد ور است هر کسی که مزد میگیرد کارگر .
خود آبادیس گفت در مزدور می شود مساعدة , یرقة چطور شده این واژه فارسی عربی شده رو نمی دانم با چه تحقیق شده خدا می داند مژد که گفتم عربی است فارسی است عجیب غریب خدا مگر می شود بدون تحقیق گفت کدام واژه عربی است یا فارسی یا دیگر زبان بدون تحقیق درست حسابی خیلی برام عجیب آبادیس چطور چنین نظرات رو منتشر می دهدمن خودم می دانم کیا این نظرات می دهند دوستان پان ها دشمن ایران مردم یک مشت تجزیه طلب ضد ایرانی طرفداران پان ترکیه نوکر یا بند رژیم صهیونیستی جنایت کار هست.
... [مشاهده متن کامل]
واژه مزدور
معادل ابجد 257
تعداد حروف 5
تلفظ mozdur
نقش دستوری صفت
ترکیب ( اسم، صفت ) [پهلوی: mozdwar]
مختصات ( مُ ) [ په . ] ( ص مر. )
آواشناسی mozdur
الگوی تکیه WS
شمارگان هجا 2
منبع لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی عمید
فرهنگ فارسی معین
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مترادف و متضاد
مژد از مزد و مزد در عربی … همچنین مزدور در عربی
مزدور به معنی مزد آور بوده و مثل خیلی از کلمات فارسی که برای سهولت تلفظ یک حرف ان حذف شده و تبدیل به مزدور شده. دقیقا مثل کلمه ناخدا که اول ناوخدا بوده
مزدور ، یعنی کسی که کاری را انجام میدهد ، و در قبال ان کار مزد میگیرد ، الان حتی میشه گفت یک نجار یا اهنگر یا بزاز یا خیاط یا مکانیک یا میوه فروش و. . . هر شغل دیگر مزدور هستند ، چون کاری را انجام میدهند و مزد میگیرند
dog of war
soldier of fortune
مزدور در لغت یعنی میوه موز که از دسترس دور هست چون گران قیمت هست اگر خیار مد نظر بود الان اینقدر دور نبود وبه راحتی در دسترس همگان قرار داشت بنابراین بهتر است
مزدور = خیار نزدیک
واژه مزدور کاملا پارسی است چون در ترکی می شود
paralı در عربی می شود مرتزق این واژه یعنی مزدور که از واژگان پهلوی صد درصد پارسی است.
در بین عوامِ مردم ایران
مزدور به معنای کسی است که پیروی کننده دستوراتِ حاکمِ ظالم است یا کسی که برای پیروی از دستوراتِ حاکمِ ظالم از کشورهای بیگانه اَجیر می شود ( پول میگیرد ) .
مزدور به معناهای گفته شده هم مرتبط است
نوکر حلقه به گوش اجنبی و بیگانه
کسی که روز مزدی کار میکنند. کسی که مزد خود را در همان روز دریافت میکند. اجرت روزانه. دستمزد روزانه
کسی که به خاطر پول کار می کند
مُزد وَر
نوکر چریک ؛ نوکرانی که در فوج هنگام ضرورت بسخره ملازم گیرند و بعد اختتام جنگ آنها را معزول سازند. ( آنندراج ) ( از سفرنامه ٔ شاه ایران ) .
اون آدم ایرانی نیست اگه ندونه مزدور چیه
سر سپردگان
مزدور از ریشه زدر هست که در باب مفعول بکار رفته و بمعنی احترام است.
پاچه خوار
کسی که تهد فرمان حاکم ستمگر کار کند.
مزد:اجرت . حاصل
دور::دو رویی. دو رنگی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٣)