مذار

لغت نامه دهخدا

مذار. [ م ِ ] ( ع ص ) امراءة مذار؛ زن سخن چین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

مذار. [ م ُ ذارر ] ( ع ص ) ناقة مذار؛ ناقه بدخو. ( منتهی الارب ) ( از متن اللغة ). مذائر. ( متن اللغة ).

فرهنگ فارسی

ناقه بدخو

پیشنهاد کاربران

نام شهری از توابع استان میسان عراق است.
نمونه:�مردی ثقفی درمذار پیروزی بزرگی به دست خواهد آورد. پنداشت پیروزی بر مصعب در مذار خواهد بود � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۷۷ )