محمدحسن خان مقدم مراغه ای ( ۲۱ شعبان ۱۲۵۶ مراغه، ۱۹ شوال ۱۳۱۳ تهران ) ، ملقب به صنیع الدوله و سپس اعتمادالسلطنه، نویسنده، و سیاستمدار نامدار عصر ناصری و صاحب تألیفات بسیاری در زمینه های گوناگون بود او همچنین از رجال دربار دورهٔ قاجار و عهد ناصرالدین شاه و صاحب کتاب های بسیار بود.
... [مشاهده متن کامل]
محمدحسن پسر چهارم حاجی علی خان اعتمادالسلطنه، حاجب الدولهٔ دربار ناصری و قاتل امیرکبیر بود و مادرش خورشیدخانم دختر آقاخان سردار و نوه مصطفی قلی خان، نابرادری آقامحمدخان قاجار بود. سایر اجداد او نیز عمدتاً خدمتگزار دودمان قاجار بوده اند. او در ۲۱ شعبان ۱۲۵۶ قمری به دنیا آمد. در ۱۲۶۷ ق. از دارالفنون فارغ التحصیل شد و یک سال بعد وکیل نظام گردید. او به تدریج مناصب نظامی را طی کرد تا اینکه در ۱۲۷۵ به درجهٔ سرهنگی دست یافت.
در ۱۲۸۰ ق. به عنوان نمایندهٔ نظامی به سفارت ایران در پاریس رفت و چهار سال در آنجا ماند. در این مدت زبان فرانسه را تکمیل کرد و به مطالعهٔ بیشتر پرداخت. در ۱۲۸۴ به دارالخلافه برگشت و به سرعت مترجم حضور ناصرالدین شاه گردید. در ۱۲۸۷ مدیریت روزنامهٔ رسمی و کمی بعد ریاست دارالترجمه دربار را به او سپردند.
محمدحسن در ۱۲۹۰ ق. معاون وزارت عدلیه شد. در ۱۲۹۸ رئیس دارالتألیف، در ۱۲۹۹ عضو مجلس شورای دولتی و در ۱۳۰۰ وزیر انطباعات گردید.
اعتمادالسلطنه از اولین کسانی بود که سانسور کتاب و مطبوعات را در ایران پیشنهاد کرد و در نامه ای به ناصرالدین شاه از ضرورت سانسور و اینکه چنین دستگاهی امروز در همه ملل متمدن مرسوم است سخن گفته بود و ظاهراً ناصرالدین شاه با این پیشنهاد موافق بود، البته خود اعتمادالسلطنه از اولین کسانی بود که پیش از تدوین قانون سانسور، گرفتار آن شد. از جمله نسخه های کتاب «سرگذشت خر» یا «منطق الحمار» را که وی ترجمه کرده بود به دستور ناصرالدین شاه جمع آوری کردند.
در ۱۳۰۴ به دریافت لقب اعتمادالسلطنه نائل شد. او همچنین مدتی محتسب شهر تهران و مسئول بنایی ساختمان های سلطنتی و قراردادهای آنها را به عهده داشت.
والی گری شوشتر، نایب الولایه خوزستان و ژنرال آجودانی شاه از دیگر مشاغل وی بود.
اعتمادالسلطنه از نظر فردی شخصیتی محافظه کار داشت، اما از نظر سیاسی، مترقی و روشن بود.
وی در دانشگاه پاریس، تاریخ، جغرافیا و ادبیات فرانسوی آموخت و همچنین در مدت اقامتش در فرانسه زبان انگلیسی را نیز فرا گرفت. در مراجعت به تهران ناصرالدین شاه وی را به سمت ریاست دارالترجمه همایونی و مترجم مخصوص شاه و همچنین وزیر انطباعات ( چاپ و نشر ) گمارد. در این سمت وی موفق شد تعداد زیادی از کتب اندیشمندان هم عصر خویش را ترجمه و به نام خود منتشر کند. وی که از نتایج مطالعات شرق شناسان آگاهی داشت و در تباین میان افسانه و تاریخ غورها کرده بود گامی نوین در نوشته های خود برداشت و استناد کردن به نوشته های یونانی مانند هرودوت، استرابون و گزنفون را آموزانید.


... [مشاهده متن کامل]
محمدحسن پسر چهارم حاجی علی خان اعتمادالسلطنه، حاجب الدولهٔ دربار ناصری و قاتل امیرکبیر بود و مادرش خورشیدخانم دختر آقاخان سردار و نوه مصطفی قلی خان، نابرادری آقامحمدخان قاجار بود. سایر اجداد او نیز عمدتاً خدمتگزار دودمان قاجار بوده اند. او در ۲۱ شعبان ۱۲۵۶ قمری به دنیا آمد. در ۱۲۶۷ ق. از دارالفنون فارغ التحصیل شد و یک سال بعد وکیل نظام گردید. او به تدریج مناصب نظامی را طی کرد تا اینکه در ۱۲۷۵ به درجهٔ سرهنگی دست یافت.
در ۱۲۸۰ ق. به عنوان نمایندهٔ نظامی به سفارت ایران در پاریس رفت و چهار سال در آنجا ماند. در این مدت زبان فرانسه را تکمیل کرد و به مطالعهٔ بیشتر پرداخت. در ۱۲۸۴ به دارالخلافه برگشت و به سرعت مترجم حضور ناصرالدین شاه گردید. در ۱۲۸۷ مدیریت روزنامهٔ رسمی و کمی بعد ریاست دارالترجمه دربار را به او سپردند.
محمدحسن در ۱۲۹۰ ق. معاون وزارت عدلیه شد. در ۱۲۹۸ رئیس دارالتألیف، در ۱۲۹۹ عضو مجلس شورای دولتی و در ۱۳۰۰ وزیر انطباعات گردید.
اعتمادالسلطنه از اولین کسانی بود که سانسور کتاب و مطبوعات را در ایران پیشنهاد کرد و در نامه ای به ناصرالدین شاه از ضرورت سانسور و اینکه چنین دستگاهی امروز در همه ملل متمدن مرسوم است سخن گفته بود و ظاهراً ناصرالدین شاه با این پیشنهاد موافق بود، البته خود اعتمادالسلطنه از اولین کسانی بود که پیش از تدوین قانون سانسور، گرفتار آن شد. از جمله نسخه های کتاب «سرگذشت خر» یا «منطق الحمار» را که وی ترجمه کرده بود به دستور ناصرالدین شاه جمع آوری کردند.
در ۱۳۰۴ به دریافت لقب اعتمادالسلطنه نائل شد. او همچنین مدتی محتسب شهر تهران و مسئول بنایی ساختمان های سلطنتی و قراردادهای آنها را به عهده داشت.
والی گری شوشتر، نایب الولایه خوزستان و ژنرال آجودانی شاه از دیگر مشاغل وی بود.
اعتمادالسلطنه از نظر فردی شخصیتی محافظه کار داشت، اما از نظر سیاسی، مترقی و روشن بود.
وی در دانشگاه پاریس، تاریخ، جغرافیا و ادبیات فرانسوی آموخت و همچنین در مدت اقامتش در فرانسه زبان انگلیسی را نیز فرا گرفت. در مراجعت به تهران ناصرالدین شاه وی را به سمت ریاست دارالترجمه همایونی و مترجم مخصوص شاه و همچنین وزیر انطباعات ( چاپ و نشر ) گمارد. در این سمت وی موفق شد تعداد زیادی از کتب اندیشمندان هم عصر خویش را ترجمه و به نام خود منتشر کند. وی که از نتایج مطالعات شرق شناسان آگاهی داشت و در تباین میان افسانه و تاریخ غورها کرده بود گامی نوین در نوشته های خود برداشت و استناد کردن به نوشته های یونانی مانند هرودوت، استرابون و گزنفون را آموزانید.

