محل اجتماع


معنی انگلیسی:
community

جدول کلمات

مجمع

مترادف ها

concourse (اسم)
گروه، محل اجتماع، محل ملاقات، محل تلاقی چند خیابان یا جاده

پیشنهاد کاربران

گِردایشگاه؛
گردایش= گرد آمدن، اجتماع کردن
جای زمزدن. جای زم.
مجمع