مجوس ( Maǧūs ) به معرب مغ گفته می شود. گروهی از ایرانیان کهن که باورمند به دو سرآغاز نور و تاریکی و یزدان و اهرمن بوده اند و اینان پیش از پیدایش زرتشت هم بوده اند. در ادبیات عربی و پارسی به هردو معنی به کار برده شده است یکی معرب مگوس ( یعنی مغ روحانی آیین های گوناگون ایران باستان ) و دیگری معرب روحانی مزدیسنا ( یعنی موبد ) ؛ اما از ملل و نحل شهرستانی چنین بر می آید که روحانیان زرتشتی و مگوس را جدا دانسته و علمای آغاز اسلام نیز این دو را یکی نمی دانستند. طبری آورده است که مجوس خورشید و ماه و آتش را می پرستند.
... [مشاهده متن کامل]
ناتال، رِیز و ماگوس یا همان مجسمه شاهان مغ در برزیل
ابوحنیفه دینوری زرتشت را پیامبر مجوس می داند. یاقوت حموی زرتشت را پیغمبر مجوس و از شهر �شیز� / تخت سلیمان دانسته است. شیخ صدوق نیز پیامبر مجوس را زرتشت دانسته است.
برخی دین مجوسی را همان آیین مانوی دانسته اند. کیش مانی در عربستان پیش از اسلام پیروانی داشته است. محمد بن عبدالکریم شهرستانی خلاف این را معتقد است و مانویان را جدا از مجوس دانسته است.
مجوس یک اصطلاح فنی برای مغ بود. [۱][۲] و مانند مترادف آن �گبر� ( از ریشه شناسی نامشخص ) در اصل هیچ پیامد تحقیرآمیزی نداشت. [۳] این اصطلاح همچنین به عنوان آتش پرست ترجمه شده است. [۴]
این اصطلاح از طریق یونانی باستان آرامی: 𐡌𐡂𐡅𐡔𐡀، ت. �mḡušā� که خود از پارسی باستان پارسی باستان: 𐎶𐎦𐎢𐏁، ت. �maguš� گرفته شده ( جمع μάγοι m�goi ) و در متی ۲ نیز ظاهر می شود، وام گرفته شده است. [۵]
... [مشاهده متن کامل]
ناتال، رِیز و ماگوس یا همان مجسمه شاهان مغ در برزیل
ابوحنیفه دینوری زرتشت را پیامبر مجوس می داند. یاقوت حموی زرتشت را پیغمبر مجوس و از شهر �شیز� / تخت سلیمان دانسته است. شیخ صدوق نیز پیامبر مجوس را زرتشت دانسته است.
برخی دین مجوسی را همان آیین مانوی دانسته اند. کیش مانی در عربستان پیش از اسلام پیروانی داشته است. محمد بن عبدالکریم شهرستانی خلاف این را معتقد است و مانویان را جدا از مجوس دانسته است.
مجوس یک اصطلاح فنی برای مغ بود. [۱][۲] و مانند مترادف آن �گبر� ( از ریشه شناسی نامشخص ) در اصل هیچ پیامد تحقیرآمیزی نداشت. [۳] این اصطلاح همچنین به عنوان آتش پرست ترجمه شده است. [۴]
این اصطلاح از طریق یونانی باستان آرامی: 𐡌𐡂𐡅𐡔𐡀، ت. �mḡušā� که خود از پارسی باستان پارسی باستان: 𐎶𐎦𐎢𐏁، ت. �maguš� گرفته شده ( جمع μάγοι m�goi ) و در متی ۲ نیز ظاهر می شود، وام گرفته شده است. [۵]