متفسخ

لغت نامه دهخدا

متفسخ. [ م ُ ت َ ف َس ْ س ِ ] ( ع ص ) گوشت مرده ریزریز شده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تفسخ شود.

پیشنهاد کاربران

متفسخ [ motafassex ]
[صفت‏][عربی‏] گوشت مردۀ ریز ریز شده. ( فرهنگ نفیسی, ج5 , ص3090 )