مبیح
لغت نامه دهخدا
مبیح. [ م ُ ب َی ْ ی ِ ] ( ع ص ) به پنهانی آگاهنده. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || برنده گوشت و قسمت کننده آن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
پیشنهاد کاربران
در حقوق بمعنای کسی است که مالش را بر کسی مباح نموده همچون عمل مالک در عقد حبس ( ماده ۴۰ قانون مدنی ) .
کسی که مالش را مباح میکند مبیح و کسی که مال بر او مباح میشود مباحٌ له است.
کسی که مالش را مباح میکند مبیح و کسی که مال بر او مباح میشود مباحٌ له است.