مبده

لغت نامه دهخدا

مبده. [ م ِ دَه ْ ] ( ع ص ) بسیار بدیهه گوی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از محیط المحیط ). || ناگاه آینده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از محیطالمحیط ). ناگهان آینده و بی ترتیب . ( ناظم الاطباء ).

پیشنهاد کاربران

لطیفه گو
طناز
بدیهه سرا
گشتند، دو دل، مبده، بی غم
رفتند بسوی خانه خرم
✏ امیرخسرو دهلوی