ماهی متوmaahi motu[اسم] در گویش گوغر به نوزاد قورباغه گویند که بدنی گرد، فشرده و کله ای درشت؛ سری بزرگ ، بدون گردن مشخص وهمچنین دمی بلند، عضلانی و پهن که برای شنا کردن به کار می رود و در ابتدا فاقد دست و پا؛ دست ها و پاها به تدریج در طول دگردیسی ظاهر می شوند رنگش معمولاً تیره با لکه هایی روشن. نمونه را گویند : �ماهی متو اِسلخِه ورداشته �یعنی استخر پر از ماهی متو ( نوزاد قورباغه ) شده .
... [مشاهده متن کامل]
البته در سیرجان آنطور که خانم مهری مؤید محسنی در کتاب �گویش مردم سیرجان� آورده مای متو به نوعی ماهی ریز که آن را نمک سودکرده همراه با ادویه مخصوص ، غذایی آبکی به نام مهیابی یا مهیابه درست می کنند گویند .
ساختار وریشه:
ماهی متو که صفتی ست که گمان می رود از تکواژ پایه ی صفت ساز �مت�به معنی ریز، کوتاه ، گرد وفشرده به اضافه پسوند صفت ساز وتصغیر �ـو�ساخته شده. که با واژه های مُتو ( به معنی انگشت کوتاه در رابر ) و مِتک ( در کرمان :کودک کوتاه قد و تپل ) و متول ( کله بزرگ کوتاه جثه در کرمان ) هم خانواده است .
۱ -
... [مشاهده متن کامل]
البته در سیرجان آنطور که خانم مهری مؤید محسنی در کتاب �گویش مردم سیرجان� آورده مای متو به نوعی ماهی ریز که آن را نمک سودکرده همراه با ادویه مخصوص ، غذایی آبکی به نام مهیابی یا مهیابه درست می کنند گویند .
ساختار وریشه:
ماهی متو که صفتی ست که گمان می رود از تکواژ پایه ی صفت ساز �مت�به معنی ریز، کوتاه ، گرد وفشرده به اضافه پسوند صفت ساز وتصغیر �ـو�ساخته شده. که با واژه های مُتو ( به معنی انگشت کوتاه در رابر ) و مِتک ( در کرمان :کودک کوتاه قد و تپل ) و متول ( کله بزرگ کوتاه جثه در کرمان ) هم خانواده است .
۱ -