ماس مالی
گویش مازنی
پیشنهاد کاربران
بنظر میاید که ریشه ماسمالی همان ماسه مالی باشد، چون قوم بلوچ، در بیابان به دلیل دسترسی نداشتن به آب ، برای پاک کردن و بخصوص برای، اشیاء فلزی و زداییدن غذا از ظروف خود از مالیدن ماسه استفاده میکرده اند.
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
البته در مورد امکان دسترسی به آب ، سپس آنها را آب هم میکشیده اند. برای کسانی که همیشه آب داشته اند اینکار بنظر ندیده گرفتن چیزی، ظاهری و سرسری بنظر می آمده. در تیمم هم از مالیدن خاک٫برای پاک کردن ( معنوی ) ، استفاده میشود. �
نادیده گرفتن، از بین بردن و. . .
�آمیخته واژه� ی �ماسمالی� را در بسیاری از نوشته ها به نادرست �ماستمالی� نوشته و می نویسند؛ حتا برای آن تاریخچه ای سراپا نادرست نیز از سوی کس یا کسانی تراشیده شده و این زبانزد پُرآرش را به دوره ی پهلوی و هنگام �عروسی محمدرضا شاه پهلوی و فوزیه� نسبت داده اند.
... [مشاهده متن کامل]
دیدن سروده ای از زنده یاد �میرزاده ی عشقی� با عنوان نادرست: �ماست مالی�، افزون بر آنکه ساختگی بودن تاریخچه ی تراشیده شده را نشان می دهد، مرا بر آن داشت که این یادداشت کوتاه را بنویسم.
�گویش و نگارش درست این زبانزد، �ماسمالی کردن� و هنگام پیدایش آن بسی کهن تر از دوره ی پادشاهی پهلوی است. افزون بر آن آرش �ماسمالی کردن�، زیباتر و ژرف تر از زمینه ای است که در رویداد یاد شده در آن تارنگاشت، اشاره شده است. �
�آمیخته واژه ی �ماسمالی� از پیوند دو واژه ی �ماس� ( ماسه از همین ریشه است! ) و �مالیدن� ساخته شده است و بی گفتگو، تاریخی کهن در فرهنگ باستانی ایران زمین یا بهتر است بگویم: �سرزمین آریانا� ( ایران کنونی افغانستان تاجیکستان بخش هایی از عراق، ترکیه و . . . ) و شاید سایر جاها دارد. به گمان بسیار، در آن روزگار، �ماسمالیدن� پیشه ای بوده است. در این پیشه ی باستانی با سود بردن از ماسه، زنگار بشقاب و کاسه و سینی و . . . از روی آن ها زودوده و برای لعابی دوباره آمده می شده است. به این ترتیب، �ماسمالی کردن� از ریشه ی باستانی خود به آرش �لعاب یا چهره ی چیزی را زدودن� است که با اندکی باریک بینی بیش تر، آرشی بس ژرف تر و پرمایه تر از عبارت ساختگی و نادرست �ماست مالی� دارد. با آنکه جاهای گوناگونی از پیرامون کویر مرکزی ایران و زندگی و پیشه ی توده های مردم را به چشم دیده ام، به چنین پیشه ای خود در جایی برنخورده ام؛ ولی گویا هنوز در یکی دو روستای شمال کویر مرکزی، مردمانی از آن راه روزگار می گذرانند.
ب. الف. بزرگمهر ١٩ فروردین ماه ١٣٩١
https://www. behzadbozorgmehr. com/2012/04/blog - post_6336. html
... [مشاهده متن کامل]
دیدن سروده ای از زنده یاد �میرزاده ی عشقی� با عنوان نادرست: �ماست مالی�، افزون بر آنکه ساختگی بودن تاریخچه ی تراشیده شده را نشان می دهد، مرا بر آن داشت که این یادداشت کوتاه را بنویسم.
�گویش و نگارش درست این زبانزد، �ماسمالی کردن� و هنگام پیدایش آن بسی کهن تر از دوره ی پادشاهی پهلوی است. افزون بر آن آرش �ماسمالی کردن�، زیباتر و ژرف تر از زمینه ای است که در رویداد یاد شده در آن تارنگاشت، اشاره شده است. �
�آمیخته واژه ی �ماسمالی� از پیوند دو واژه ی �ماس� ( ماسه از همین ریشه است! ) و �مالیدن� ساخته شده است و بی گفتگو، تاریخی کهن در فرهنگ باستانی ایران زمین یا بهتر است بگویم: �سرزمین آریانا� ( ایران کنونی افغانستان تاجیکستان بخش هایی از عراق، ترکیه و . . . ) و شاید سایر جاها دارد. به گمان بسیار، در آن روزگار، �ماسمالیدن� پیشه ای بوده است. در این پیشه ی باستانی با سود بردن از ماسه، زنگار بشقاب و کاسه و سینی و . . . از روی آن ها زودوده و برای لعابی دوباره آمده می شده است. به این ترتیب، �ماسمالی کردن� از ریشه ی باستانی خود به آرش �لعاب یا چهره ی چیزی را زدودن� است که با اندکی باریک بینی بیش تر، آرشی بس ژرف تر و پرمایه تر از عبارت ساختگی و نادرست �ماست مالی� دارد. با آنکه جاهای گوناگونی از پیرامون کویر مرکزی ایران و زندگی و پیشه ی توده های مردم را به چشم دیده ام، به چنین پیشه ای خود در جایی برنخورده ام؛ ولی گویا هنوز در یکی دو روستای شمال کویر مرکزی، مردمانی از آن راه روزگار می گذرانند.
ب. الف. بزرگمهر ١٩ فروردین ماه ١٣٩١
https://www. behzadbozorgmehr. com/2012/04/blog - post_6336. html