مازالاق

فرهنگ عمید

فرفره.

پیشنهاد کاربران

مازالاق یا مازالاخ در آذربایجان به یک مخروط چوبی گفته می شود که با یک نخی که به دورش پیچیده می شود بسان یک فرفره چوبی برای بازی و سرگرمی به کار گرفته می شد و شاید هنوز هم گرچه کمتر می شود. هستی واژه مازالان که نام خانوادگی یک نویسنده ایرانی از اصفهان بود، نشان می دهد که این واژه ریشه در زبان پهلوی دارد و یک هستی یک کَردبون ( مصدر فعلی ) را نشان می دهد. من در جستجوی واژگان همبون تنها آن دو را دیدم، و در جستجوی واژه مازال در گوگل ترانسلیت این واژه را به زبان جمهوری چک برابر "روغن کاری شده" یافتم و البته واژه مازالین هم در زبان کروواسی یافته شد که به چیم روان کننده است و در زبان چک هم به چیم گریس است. به گمان می رسد که روغن کاری با روانی جنبش مازالاق به دور خود و بر روی زمین پیوند دارد. اگر این گمان درست باشد، مازالاق می تواند دگردیسیده مازالاگ و یک واژه پهلوی کهن باشد:
...
[مشاهده متن کامل]

( مازال - ) : روان جُنبیدن
- مازال: روان جنبنده
مازال: روان جنبیدن؛ روان بجُنب؛ روان جنبیدن
مازالیندَگ: روان جنبنده
مازالدار: روان جنبیدنی
مازالین: روان جنبیدنی، شاید در ایران کهن نیز همان نام روغن روان کننده بود چه ایرانیها سازنده چَخر ( چرخ ) بودند و وردیوُن ( وسیله نقلیّه، ارّابه ) ساختند که روی چخر های روان با اسب و . . . جابجا می شد
مازالیگ: روان جنبیدنی؛ بسته به جنبیدن روان
مازالیر: روان جنبنده
مازالیدار: روان جنبنده
مازالاگ: روان جنبنده؛ نامی برای فرفره چوبی مخروطی است که روان روی زمین می جنبد
مازالان: روان جنبنده
مازالیشن: روان جنبیدن
مازالیشنیگ: روان جنبنده، روانجُنب؛ روان جنبیدنی؛ بسته به روان جنبیدن
مازالیشنیه: روان جنبیدن
مازالیشنیها: با جنبیدن روان
مازالَگ: ابزاری برای روان جنبیدن؛ روان جنبنده
مازالینَگ: ابزاری یرای روان جنبیدن
پَدیشمازال: ابزاری برای روان جنبیدن
مازالید: روان جنبید؛ روان بجنبید؛ روان جنبیدن؛ روان جنبیده
مازالیدَگ: روان جنبیده

قدیما فرفره بزرگ داشتیم اسمش مازالاق بود یه نخ دور محور مخروطی اون می پیچیدنو سرنخ رو سریع میکشیدن که باعث چرخش فرفره میشد