ماجشون

لغت نامه دهخدا

ماجشون. [ ج ُ ] ( معرب ، اِ مرکب ) ماجوشون. ( ناظم الاطباء ). معرب ماهگون. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). معرب ماهگون فارسی بمعنی رنگ ماه. ( از اقرب الموارد ). || نوعی از کشتی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کشتی. سفینه و شاید کشتیی که به شکل هلال ساخته میشده است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). سفینه.( اقرب الموارد ). || جامه رنگ کرده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).قسمی جامه پشت گلی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

ماجشون. [ ج ُ ] ( اِخ ) معرب ماهگون. لقب ابوسلمة یوسف بن یعقوب. ( الانساب سمعانی ). لقب ابی سلمة یوسف بن یعقوب بن عبداﷲبن ابی سلمه دینار. مولی آل المنکدر و او از محمدبن المنکدر و سعید مقبری روایت کند و محمدبن صباح از او روایت کند و ابی سلمة ماجشون در سال 108 هَ.ق وفات کرده است. ( از تاج العروس ). ابن الندیم گوید لقب ماجشون را سکینه بنت الحسین علیهماالسلام بدو داده است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

لقب ابوسلمه یوسف بن یعقوب

پیشنهاد کاربران

مرحوم علامه همایی رحمه الله در تاریخ اصفهان جلد ۳ رجال و دانشمندان صفحه ۱۵۷۹ میفرماید :
به احتمال نگارنده مُحَرَّفِ عامیانه ی �شماچونی شماچونی � است که در تعریب ماجشون شده و وجه تسمیه این است که ابوسلمه چون از اصفهان به مدینه رفت ، هرکس را می دید احوال پرسی می کرد و به زبان فارسی می گفت: شماچونی شماچونی ؟ کم کم لقبش ماچشون=ماجشون گردید.
...
[مشاهده متن کامل]