ماثل
لغت نامه دهخدا
- جوز ماثل ؛ تاتوره. ( ناظم الاطباء ).
|| به خدمت ایستاده. ( ناظم الاطباء ). || قائم و به زمین چسبیده و آن از اضداد است. ( از منتهی الارب ) ( از مهذب الاسماء ). || مثل ماثل ؛ در مبالغه گویند، ای جهد جاهد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
ایستاده |
و قال للماثل بین یدیه
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص۲۲
و قال للماثل بین یدیه
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص۲۲