لکلکانه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
پیشنهاد کاربران
۱ مطالبه چیزی علاوه بر آنچه قبلاً به اجحاف گرفته شده باشد؛ تتمه مطالبه:
دیدم به سر و گوش من هم دست می کشید. یک روز نه گذاشت نه ورداشت گفت: صیغه من می شوی؟ من بهش توپیدم گفتم خوشم باشد به مرده که رو می دهند به کفنش می ریند هنوز لکلکونه ات هم باقی است؟ تو با بچه من خوب تا کردی حالا میخواهی من را هم توی چاله بیندازی؟
... [مشاهده متن کامل]
از کتاب علویه خانم، صادق هدایت
۲. توسعاً رشوه و حق و حساب که به زور گرفته شود.
دیدم به سر و گوش من هم دست می کشید. یک روز نه گذاشت نه ورداشت گفت: صیغه من می شوی؟ من بهش توپیدم گفتم خوشم باشد به مرده که رو می دهند به کفنش می ریند هنوز لکلکونه ات هم باقی است؟ تو با بچه من خوب تا کردی حالا میخواهی من را هم توی چاله بیندازی؟
... [مشاهده متن کامل]
از کتاب علویه خانم، صادق هدایت
۲. توسعاً رشوه و حق و حساب که به زور گرفته شود.
پسوند انه آخر کلمه مثل کلماتی همچون عاجزانه سختگیرانه و از این قبیل میباشد که به معنی بصورت است مثلا ملتمسانه به بصورت التماس معنی میدهد . . .
که درینجا میشود بصورت لک و لک آمدن . یا لک و لک کردن
... [مشاهده متن کامل]
1 : [لِکْ کُ لِ کَ دَ] با رنج و بی پولی و بی اسبابی گذرانیدن.
با مایهء کم یا اسبابی نارسا کاری ورزیدن یا عمر گذاشتن.
با مبلغی ناچیز امرار معاش کردن: با همین مواجب کم لک و لکی می کنم تا ببینم چه میشود.
شاید معنی تکاپوی و آمد و شد شدن با تعجیل هم ، معنی بدهد مثالی از کتاب دُن آرام :اسب کف به دهن لکلکانه با یورتمه کوتاه رو ساقه های گندم پیش می آمد
که درینجا میشود بصورت لک و لک آمدن . یا لک و لک کردن
... [مشاهده متن کامل]
1 : [لِکْ کُ لِ کَ دَ] با رنج و بی پولی و بی اسبابی گذرانیدن.
با مایهء کم یا اسبابی نارسا کاری ورزیدن یا عمر گذاشتن.
با مبلغی ناچیز امرار معاش کردن: با همین مواجب کم لک و لکی می کنم تا ببینم چه میشود.
شاید معنی تکاپوی و آمد و شد شدن با تعجیل هم ، معنی بدهد مثالی از کتاب دُن آرام :اسب کف به دهن لکلکانه با یورتمه کوتاه رو ساقه های گندم پیش می آمد