لنبوندن

پیشنهاد کاربران

*لنبوندن ( یا لمبوندن ) یک فعل عامیانه در فارسی است که دقیقاً به معنای خوردن — اما با حرص، ولع، و عجله — می باشد.
🔹 معنی دقیق
لنبوندن / لمبوندن مصدری است که در لغت نامه ی دهخدا این گونه معنا شده است:
...
[مشاهده متن کامل]

�چیز نرم بزرگی را فروبردن. بلعیدن لقمه ی نرم و بزرگ. با لقمه های بزرگ فروبردن. خوردن و فرودادن با ولع. با شره و حرص نیم جویده فروبردن. �
🔸 معادل های فارسی
با ولع خوردن
لقمه ی بزرگ و نرم را با عجله فرو دادن
با حرص و شره خوردن
لمباندن ( شکل دیگر همان فعل )
🔹 ریشه و کاربرد
این فعل در گویش تهرانی و برخی مناطق دیگر ایران رایج است . در گویش کرمانی هم کاربرد دارد؛ مثلاً در ضرب المثلی کرمانی آمده:
�قاضی وقتی نون نمی لمبونه ریش نمی جنبونه�
یعنی قاضی تا رشوه نگیرد، کاری انجام نمی دهد. در اینجا لمبوندن به معنای از روی حرص و ولع خوردن است .
🔸 نکته
لمباندن و لنباندن و لمبوندن همگی یک فعل با تلفظ های متفاوت هستند. شکل لمبوندن در گویش تهرانی رایج تر است و لمباندن در فرهنگ های لغت ثبت شده است .
*