لعیب. [ ل َ ] ( ع ص ) همبازی. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ) . || بازیگر :
بر من آمد و آورد برفروخته شمع
چو طبع مرد نشاطی و جان مرد لعیب.
عسجدی.
لعیب. [ ل َ ] ( ع اِ ) شقایق النعمان. ( فهرست مخزن الادویه ) .
منبع. لغت نامه دهخدا
لعیب:بازیکن توانمند وشاخص رشته های مختلف ورزشی مانندفوتبال