بنده نه به پاژنام ( عنوان ) یک لر بختیاری، به پاژنام کسی که دارای کارشناسی مِهتَر ( ارشد ) زبانشناسی و یک پژوهشگر و گردشگر هستم نشانه های کهن فرهنگ باشکوه و بزرگ ایران باستان را در نژاد لر یافتم. اگرچه باز هم مردمان نژاده ( اصیل ) در این مرز و بوم هست. شوربختانه مردم لر دشمن های فراوان دارند و هدف آنان آسیب رساندن به فرهنگ کهن لری است یا روسازی ( جعل ) آن به سود خود.
... [مشاهده متن کامل]
اینک برخی از واژگان کهن ایرانی که در زبان ما مانده است.
پور مانگ ( لری بختیاری ) پورماه پهلوی:بدر، ماه شب ۱۴
پولایَت ( لری ب ) پولاپَت پهلوی:فولاد
پَداچ ( لری ب ) پداچ پهلوی:پیاز
پَداتَی ( لری ب ) پداتگ پهلوی:پیاده
پَزدَۆ ( لری بختیاری ) پزدوک پهلوی:حشره
پَژَم ( لری بختیاری ) پژم پهلوی:شکنجه، عذاب
اَشکوپ، چَگار ( لری بختیاری ) ، اشگپ، چاگال پهلوی:سقف
چُگای، مُلَّ ( لری بختیاری ) چوگاک عیلامی ( واژه ی چغازنبیل نیز از این گرفه شده ) ، مالَّکاخ پارسی باستان:تپه، کوه کوچک
اَبدُم، دیندا ( لری بختیاری ) اَبدوم پهلوی، تینَتای پارسی باستان:بعدا، در نتیجه، آخر، پایان
هِنی ( لری ب ) هِنیَه پارسی باستان ( در کتیبه داریوش بزرگ نیز دیده می شود ) :هنوز، فعلا
مِنی ( لری ب ) مِنیَه پارسی باستان ( در کتیبه داریوش بزرگ نیز دیده می شود ) : انگار، گویی، مثلا
پاپا ( لری ب ) پاپای پهلوی: پدربزرگ
ژێنَگ ( لری ب ) ژانگا عیلامی:زن
ماناکی ( لری بختیاری ) ماناکی پهلوی: شباهت، تشبیه
اِشکَمبَک ( لری ب ) اشکمبگ پهلوی:شکمبه
مَزگ ( لری بختیاری ) مزگ پهلوی:مغز
پیه ( لری ب ) پیه پهلوی:چربی
گُردَک ( لری ب ) گوردگ پهلوی:کمر
مێزدُۆ ( لری ب ) میزان پهلوی:مثانه
مێزنای ( لری ب ) میزناگ پهلوی:حالب
مرژنگ ( لری ب ) :میرژانگ پهلوی:مژه
سیاووشَگان ( لری ب ) :سنتی کهن که منصوب به مراسم عزاداری جوان چه پسر یا دختر است که به آن شیاووشَگانه هم میگویند از جمله کار های این مراسم خواندن اشعار حماسی به زبان لری بختیاری و قسمتی از شاهنامه در داستان سیاوش پاک سرشت بر سر مزار مرحوم است یا بریدن یال و دم اسب و. . .
اَلَختَر ( لری ب ) اَلْخْتیراکی ( alkhtiraki ) عیلامی باستان:بازی ای کهن که در سینی زرین منقوش به برخی از سنن کهن عیلامی آشکار است و متشابه به خروس جنگی است تقریبا
و. . . .
درود بر ایراندوستان راستین
... [مشاهده متن کامل]
اینک برخی از واژگان کهن ایرانی که در زبان ما مانده است.
پور مانگ ( لری بختیاری ) پورماه پهلوی:بدر، ماه شب ۱۴
پولایَت ( لری ب ) پولاپَت پهلوی:فولاد
پَداچ ( لری ب ) پداچ پهلوی:پیاز
پَداتَی ( لری ب ) پداتگ پهلوی:پیاده
پَزدَۆ ( لری بختیاری ) پزدوک پهلوی:حشره
پَژَم ( لری بختیاری ) پژم پهلوی:شکنجه، عذاب
اَشکوپ، چَگار ( لری بختیاری ) ، اشگپ، چاگال پهلوی:سقف
چُگای، مُلَّ ( لری بختیاری ) چوگاک عیلامی ( واژه ی چغازنبیل نیز از این گرفه شده ) ، مالَّکاخ پارسی باستان:تپه، کوه کوچک
اَبدُم، دیندا ( لری بختیاری ) اَبدوم پهلوی، تینَتای پارسی باستان:بعدا، در نتیجه، آخر، پایان
هِنی ( لری ب ) هِنیَه پارسی باستان ( در کتیبه داریوش بزرگ نیز دیده می شود ) :هنوز، فعلا
مِنی ( لری ب ) مِنیَه پارسی باستان ( در کتیبه داریوش بزرگ نیز دیده می شود ) : انگار، گویی، مثلا
پاپا ( لری ب ) پاپای پهلوی: پدربزرگ
ژێنَگ ( لری ب ) ژانگا عیلامی:زن
ماناکی ( لری بختیاری ) ماناکی پهلوی: شباهت، تشبیه
اِشکَمبَک ( لری ب ) اشکمبگ پهلوی:شکمبه
مَزگ ( لری بختیاری ) مزگ پهلوی:مغز
پیه ( لری ب ) پیه پهلوی:چربی
گُردَک ( لری ب ) گوردگ پهلوی:کمر
مێزدُۆ ( لری ب ) میزان پهلوی:مثانه
مێزنای ( لری ب ) میزناگ پهلوی:حالب
مرژنگ ( لری ب ) :میرژانگ پهلوی:مژه
سیاووشَگان ( لری ب ) :سنتی کهن که منصوب به مراسم عزاداری جوان چه پسر یا دختر است که به آن شیاووشَگانه هم میگویند از جمله کار های این مراسم خواندن اشعار حماسی به زبان لری بختیاری و قسمتی از شاهنامه در داستان سیاوش پاک سرشت بر سر مزار مرحوم است یا بریدن یال و دم اسب و. . .
اَلَختَر ( لری ب ) اَلْخْتیراکی ( alkhtiraki ) عیلامی باستان:بازی ای کهن که در سینی زرین منقوش به برخی از سنن کهن عیلامی آشکار است و متشابه به خروس جنگی است تقریبا
و. . . .
درود بر ایراندوستان راستین
قلب منی سالار ، به ار بختیاری چی میشه
لر=کوچ نشین
بختیاری=وقت یاری
بخت= وقت= زمان= گاه=دوره
کوچ نشینان صلح شور هنگام نیاز به کمک
بختیاری=وقت یاری
بخت= وقت= زمان= گاه=دوره
کوچ نشینان صلح شور هنگام نیاز به کمک