لذت داشتن. [ ل َذْ ذَ ت َ ] ( مص مرکب ) دارای مزه خوش بودن. خوش بودن : روی خوش و آواز خوش دارند هر یک لذتی بنگر که لذت چون بود محبوب خوش آواز را.سعدی.
( مصدر ) ۱- دارای لذت و خوشی بودن : روی خوش و آواز خوش دارندهریک لذتی بنگر که لذت چون بود محبوب خوش آوازرا . ( سعدی لغ. ) ۲ - مز. خوش داشتن .
برابرهایِ پارسیِ دو واژه یِ "pleasure" و "hedonism" در فلسفه:pleasure = رامِشhedonism = رامِش گرایی، رامِش جوییرامِش داشتن : لذت داشتن+ عکس و لینک