لجنه
فرهنگ فارسی
( اسم ) گروه مردم که برای کاری فراهم آیند و بدان رضا دهند انجمن .
فرهنگ معین
پیشنهاد کاربران
کمیته .
و نام یکی از رمان های صنع الله ابراهیم است اللجنة به گفته خود مولف این رمان ابتدا داستانی کوتاه بوده سپس تبدیل به رمان شده است که در آن بر تمام قواعدی که نویسنده را در سال های گذشته زندانی کرده بود شوریده است.
قطعه ای از تجربه رمان نویسی من ص100 - 103 الجزء2 و 3 سال 1980
و نام یکی از رمان های صنع الله ابراهیم است اللجنة به گفته خود مولف این رمان ابتدا داستانی کوتاه بوده سپس تبدیل به رمان شده است که در آن بر تمام قواعدی که نویسنده را در سال های گذشته زندانی کرده بود شوریده است.
قطعه ای از تجربه رمان نویسی من ص100 - 103 الجزء2 و 3 سال 1980
لجن یالجنه ( ضمه لام سکون جیم ونون ) زعفران وگلاب و هل و سدر را باهم آمیختم برای نوشتن آیات قران. گفت لجن