لاویج
لغت نامه دهخدا
نام یکی از دهستانهای بخش نور، شهرستان آمل واقع در جنوب سولده و باختر آمل در سینه کوهستان جنگلی. هوای آن معتدل و مرطوب. آب قراء آن از چشمه سار. محصول عمده آن غلات و لبنیات. شغل اهالی گله داری است و در آبادیهای تنگه از قدیم الایام تهیه ساچمه که سرب آن از محل بدست می آید معمول است. در ارتفاعات جنوبی سه مزرعه بنام ایزوا و میرخمند و خورتاب رود وجود دارد که محل ییلاق سکنه دهستان میباشد. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
فرهنگ فارسی
از بلوکات ناحیه نور و مازندران
گویش مازنی
پیشنهاد کاربران
لاویج
دو قسمت می باشد
لاو ایج
لاو نام نوعی خاک سفید است که در سفید کاری از ان استفاده می شود.
معنای دیگر لاو گیاهی است که در تالابها می روید ودر حصیر سازی کاربرد دارد
ایج به معنای تالاب است
حال لاویج یعنی تالابی در خاک های سفید
یا تالابی که محل رویش گیاه لاو می باشد.
دو قسمت می باشد
لاو ایج
لاو نام نوعی خاک سفید است که در سفید کاری از ان استفاده می شود.
معنای دیگر لاو گیاهی است که در تالابها می روید ودر حصیر سازی کاربرد دارد
ایج به معنای تالاب است
حال لاویج یعنی تالابی در خاک های سفید
یا تالابی که محل رویش گیاه لاو می باشد.