قیچی کردن


معنی انگلیسی:
clip, scissor, to scissor(out), to cut (up):to shear

لغت نامه دهخدا

قیچی کردن. [ ق َ / ق ِک َ دَ ] ( مص مرکب ) قیچی زدن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) قیچی زدن .

دانشنامه عمومی

قیچی کردن (جانور). قیچی کردن ( به انگلیسی: Cropping ) ، برداشتن بخشی یا تمام نرمه بیرونی گوش جانور است. این روش گاهی شامل پرانتزی و چسباندن بقیه گوش ها برای تربیت سریع آنها است. این عمل تقریباً به طور انحصاری روی سگ ها انجام می شود و یک عمل قدیمی است که زمانی به دلایل بهداشتی، عملی یا زیبایی انجام می شد. علم دامپزشکی بیان می کند که هیچ مزیت پزشکی یا فیزیکی از این روش برای جانور وجود ندارد، [ ۱] [ ۲] که سبب نگرانی هایی در بارهٔ حیوان آزاری برای انجام عمل جراحی غیرضروری روی جانوران می شود. در دوران مدرن، قیچی کردن در بسیاری از کشورها ممنوع است، اما هنوز در تعداد محدودی از کشورها قانونی است. در جاهایی که مجاز است، تنها در نژادهای خاصی از سگ ها مانند پیت بول، دوبرمن پینچر، اشناوزر، گریت دین، باکسر و کانه کورسو دیده می شود.
عکس قیچی کردن (جانور)
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

مترادف ها

share (فعل)
بخش کردن، سهم بردن، تسهیم کردن، قیچی کردن

shear (فعل)
بریدن، شکاف دادن، قیچی کردن، چیدن پشم گوسفند و غیره

snip (فعل)
کش رفتن، زدن، چیدن، قیچی کردن، پشم چیدن، به سرعت قاپیدن

فارسی به عربی

حصة , قص

پیشنهاد کاربران

قیچی کلمه ای تورکی است که در اصل قایچی بوده و از دو قسمت قای از فعل قایماق به معنی لغزیدن و چی پسوند ابزار و شغلی تشکیل یافته و به معنی وسیله ای است که با لغزیدن دو تیغه بر روی هم کاغذ پارچه و ورقه های
...
[مشاهده متن کامل]
فلزی را می برد در فارسی فاقد ریشه می باشد نوع پشم چین ان قرخلیغ می باشد که از قیرخماق به معنی تراش و زدن مو گرفته شده در دیوان الغات تورک دو کلمه قیفتو و بیچغوج از بیچمک به معنی بریدن به معنای قیچی آمده است ودر فارسی لغتی برای قیچی ندارند

Cut