قیچی زدن

لغت نامه دهخدا

قیچی زدن. [ ق َ / ق ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) با قیچی بریدن. برش دادن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) با قیچی بریدن برش دادن .

پیشنهاد کاربران

به یاشار
حضرت اقا
من جایی نگفتم قیچی ترکی نیست یا اینکه فارسی از ترکی به هیچ وجه وام نگرفته.
گفتی فارسی ناتوان است چون وام واژه عربی و ترکی دارد.
منم گفتم اشعار صائب تبریزی و نسیمی معذرت! که تاثیر فارسی و عربی از در و دیوارشان بارنده است.
...
[مشاهده متن کامل]

ما می گوییم همه زبان ها به هر دلیلی از هم دیگر وام میگیرند، این وامگیری ها از سویی اندوخته واژگانی انها را پر تر میکند که این خوب است و از سویی خلاقیت و آفرینشگری را از گویشوران می گیرد و در درازمدت زبان برای کاربردهای نو بهینه نمی کند.
شما هستید که دنبال کوبیدن قوم ها و زبان ها هستید.
و پاسخ هم میگیرید ( یا حذف میشوید، بستگی دارد چقدر مطلبتان توهین ناک باشد. )