قویون

لغت نامه دهخدا

قویون. [ ] ( معرب ، اِ )شوکران. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به قونین شود.

فرهنگ فارسی

شوکران

پیشنهاد کاربران

زَریون، ماریون، شَهیون، و اَفیون هم در کنار گویون و هُمایون و داریون و دویون با افزودن پسوند یون به ته واژه یا بخش پیش از خود ساخته شده اند. یون یک پسوند در زبان پهلوی است برای ساختن نام و زاب با چیمی در پیوند با چیم واژه پیش از خودش.
یک نمونه دیگر از کاربرد پسوند - یون در زبان پارسی پهلوی:
بو ( = بودن ) - بویون ( = گردن در گویش آذری زبان پهلوی که با بودن و زنده بودن در پیوند نزدیک است. درندگان گردن را پاره می کنند و گردن زدن و سر بریدن با مرگ در پیوند هستند )
قًویون به ضم ق واژه ی ترکی است به معنی بگذارید، پشم گوسفند ، آستین ، دامنه ، جیبهای جامه : جیبهای جلو وعقب وبغل شلوار ، جیبهای زیر بغل، پهلو وسینه ی کت ، جیبهای جلوی جلقه ، بالا پوش وتن پوش معادل فارسی
...
[مشاهده متن کامل]
آن جامه است که به شال ، کلاه ، پیراهن ، کت ، شلوار ، جوراب والخ شامل می شودوهمچنین قویون به معنای لباس چرمی پشم دارکه از پوست پشم دار گوسفند دوخته باشند .

قویون ( فعل امر ) از قویماق یعنی بگذارید
قویون ( اسم ) به معنی گوسفند
قویون ( اسم ) به معنی آغوش و بغل
قویون ( Qoyun ) : در زبان ترکی به معنی گوسفند است
یقه ، دامنه ، آستین ، کتف ، دوش ، بغل ، غلاف ، پوشش، لباس، جامه، بگذارید، بگمارید