قوت قلب
برابر پارسی: پردلی
معنی انگلیسی:
واژه نامه بختیاریکا
مترادف ها
درفش، پرچم، چیز برجسته، شعله زرین، قوت قلب
پیشنهاد کاربران
قوت قلب: همتای پارسی این دو و اژه ی عربی، اینهاست:
دلگرمی، انگیزه ( دری )
ستوا satvā ( سنسکریت: sattva )
دلگرمی، انگیزه ( دری )
ستوا satvā ( سنسکریت: sattva )
لری بختیاری
نِگبَه:قوت قلب، تشویق دلگرمی
نِگبَه:قوت قلب، تشویق دلگرمی
" دِل گُوِه ":قُوَت ِقَلب.
گُوِه چیزی که میان دو و یا چند چیز خواه مادی و خواه معنوی کار نگاهداری را انجام می دهد و به سبک تضایف کاربرد دارد. و گاهی مادی گاهی معنوی و یا سیاسی و سرمایه شناسی و نیز نظامی و مَنِشی و سرشتی روان باورانه و یا کالبدانه و فرا کالبدانه نگرش می گردد.
گُوِه چیزی که میان دو و یا چند چیز خواه مادی و خواه معنوی کار نگاهداری را انجام می دهد و به سبک تضایف کاربرد دارد. و گاهی مادی گاهی معنوی و یا سیاسی و سرمایه شناسی و نیز نظامی و مَنِشی و سرشتی روان باورانه و یا کالبدانه و فرا کالبدانه نگرش می گردد.
قُوَّتِ قَلب: ١. دلگرمی؛ امید ٢. دلیری، پردلی، نترسی، بیباکی
امید و امید دادن به کسی برای انجام کاری
قوت قلب دادن به کسی
قوت قلب دادن به کسی
دلگرمی
شجاعت