قهقری. [ ق َ ق َ را ] ( ع اِ ) طعام بسیار بترتیب درآوندها نهاده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || ( اِمص ) نوعی از سپسایگی رفتن. ( منتهی الارب ). نوعی از بعقب رفتن. و تثنیه آن قهقران است بحذف یاء. ( اقرب الموارد ): رجعت القهقری ؛ بازگشتم این نوع بازگشتنی. ( منتهی الارب ) :
خدنگ خصم ز سهم تو قهقری بربست
چنانکه غنچه پیکان دمیدش از گل جان.محمدامین وقاری ( از آنندراج ).