دیکشنری
مترجم
بپرس
قنسول
/qonsul/
معنی انگلیسی
:
consul
دنبال کنید
لغت نامه دهخدا
قنسول. [ ق ُ] ( معرب ، اِ ) رجوع به قنسل و کنسول و قونسول شود.
فرهنگ معین
(قُ ) (اِ. ) نک کنسول .
فرهنگ عمید
= کنسول
مترادف ها
consul
(اسم)
کنسول، قنسول
فارسی به عربی
قنصل
پیشنهاد کاربران
همان کُنسول است؛ نماینده سیاسی یک دولت در کشوری بیگانه.
+ عکس و لینک