قمشه

/qomSe/

لغت نامه دهخدا

قمشه. [ ق ُ م ِ ش َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اروفرامان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان ، واقع در 18هزارگزی خاور کرمانشاه و کنار رودخانه قره سو، موقع جغرافیایی آن دره و هوای آن سردسیری معتدل و سکنه آن 200 تن است. آب آن از چشمه و محصول آن مختصر غلات ، چغندر قند، صیفی و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد و از طریق صالح آباد در تابستان بسختی اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

قمشه. [ ق ُ م ِ ش َ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه کرمانشاه و قصرشیرین میان چشمه سفید و ماهیدشت ، در 591هزارگزی طهران. ( یادداشت مؤلف ).

قمشه. [ ق ُ م ِ ش َ ] ( اِخ ) قریه ای است در دوفرسنگی میانه شمال و مغرب شیراز. ( فارس نامه ).

فرهنگ فارسی

قریه ایست در دو فرسنگی میانه شمال و مغرب شیراز .

دانشنامه عمومی

قمشه (روستا). قمشه روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه استان کرمانشاه ایران محسوب می شود.
این روستا از توابع دهستان دورود فرامان است و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰، جمعیت آن ۴۶۶ نفر ( ۱۱۲ خانوار ) بوده است. [ ۱]
عکس قمشه (روستا)
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

دانشنامه آزاد فارسی

قُمشِه
رجوع شود به:شهرضا، شهر

پیشنهاد کاربران

قمشه ؛ گمان ، باور ، عقیده ، مرام ، مسلک ، اندیشه
قَمیش ؛ طرح و مدل یک قُماش را قَمیش گویند.
قماشات و قماشیر ؛ از یک قماش بودن یا کسانی که از یک قماش باشند یا افراد هم عقیده
قماش ؛ دسته و ردیف و سنخ و گروه هم گمان یا هم عقیده
...
[مشاهده متن کامل]

به لحاظ مفهومی و ریشه ای مرتبط با کلمه ی گاماس
گاماس ؛ گام برداشتن بر مبنای یک گمان و باور. محکم قدم برداشتن یا مطمئن گام برداشتن.
به لحاظ مفهومی و ریشه ای مرتبط با کلمه ی قاموس
قاموس ؛ گَمان ، باور ، قمشه ، اندیشه ، عقیده ، تفکر ، کیان ، وجود ، انگاره ، جهان بینی ، ایدئولوژی
اصطلاح اینکه گفته می شود فلان کار در قاموس ما نیست یا در قاموس ما نمی گنجد یعنی در گَمان و باور ما نمی گنجد یا در وجود ما نیست.
اگر از زاویه سخن خود کلمه بخواهیم از کلیدواژه ی قاموس تعریفی داشته باشیم بدینصورت قابل تبیین خواهد شد؛
قاموس یا گاموس به معنی گمانی که انسان بر اساس آن گمان، با هم قماش های خودش قیام می کند و قامت می بندد و گام بر می دارد و قوام می یابد و مقاوم می شود.
مقاومتی که در آن تقویت و تقوا پیشگی و استقامت در یک سراط مستقیم وجود دارد.
موید این مطلب
اصطلاح مونو گاموس به معنی یکتا باوری در کتب اهل فلسفه و عرفان رایج می باشد.
اصطلاح قمار نیز به نوعی از بازی که برد و باخت آن بر مبنای حدث و گمان باشد نه از روی اطمینان و تحقیق و حساب و کتاب.

قمشه : نام قدیمی شهر شهرضا در استان اصفهان است. در منابع قدیم آن را. " قمیشه" و " قومشه " نیز ضبط کرده اند. نام قمشه در تذکره نصرآبادی ( از تذکره های قرن یازدهم هجری ) نیز آمده است. نام هایی چون قومس ، کمشچه ، قمشلو با قمشه از یک ریشه اند.

بپرس