قمشه
/qomSe/
لغت نامه دهخدا
قمشه. [ ق ُ م ِ ش َ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه کرمانشاه و قصرشیرین میان چشمه سفید و ماهیدشت ، در 591هزارگزی طهران. ( یادداشت مؤلف ).
قمشه. [ ق ُ م ِ ش َ ] ( اِخ ) قریه ای است در دوفرسنگی میانه شمال و مغرب شیراز. ( فارس نامه ).
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
قمشه (روستا). قمشه روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه استان کرمانشاه ایران محسوب می شود.
این روستا از توابع دهستان دورود فرامان است و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰، جمعیت آن ۴۶۶ نفر ( ۱۱۲ خانوار ) بوده است. [ ۱]
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفاین روستا از توابع دهستان دورود فرامان است و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰، جمعیت آن ۴۶۶ نفر ( ۱۱۲ خانوار ) بوده است. [ ۱]

wiki: قمشه (روستا)
دانشنامه آزاد فارسی
قُمشِه
رجوع شود به:شهرضا، شهر
رجوع شود به:شهرضا، شهر
wikijoo: قمشه
پیشنهاد کاربران
قمشه ؛ گمان ، باور ، عقیده ، مرام ، مسلک ، اندیشه
قَمیش ؛ طرح و مدل یک قُماش را قَمیش گویند.
قماشات و قماشیر ؛ از یک قماش بودن یا کسانی که از یک قماش باشند یا افراد هم عقیده
قماش ؛ دسته و ردیف و سنخ و گروه هم گمان یا هم عقیده
... [مشاهده متن کامل]
به لحاظ مفهومی و ریشه ای مرتبط با کلمه ی گاماس
گاماس ؛ گام برداشتن بر مبنای یک گمان و باور. محکم قدم برداشتن یا مطمئن گام برداشتن.
به لحاظ مفهومی و ریشه ای مرتبط با کلمه ی قاموس
قاموس ؛ گَمان ، باور ، قمشه ، اندیشه ، عقیده ، تفکر ، کیان ، وجود ، انگاره ، جهان بینی ، ایدئولوژی
اصطلاح اینکه گفته می شود فلان کار در قاموس ما نیست یا در قاموس ما نمی گنجد یعنی در گَمان و باور ما نمی گنجد یا در وجود ما نیست.
اگر از زاویه سخن خود کلمه بخواهیم از کلیدواژه ی قاموس تعریفی داشته باشیم بدینصورت قابل تبیین خواهد شد؛
قاموس یا گاموس به معنی گمانی که انسان بر اساس آن گمان، با هم قماش های خودش قیام می کند و قامت می بندد و گام بر می دارد و قوام می یابد و مقاوم می شود.
مقاومتی که در آن تقویت و تقوا پیشگی و استقامت در یک سراط مستقیم وجود دارد.
موید این مطلب
اصطلاح مونو گاموس به معنی یکتا باوری در کتب اهل فلسفه و عرفان رایج می باشد.
اصطلاح قمار نیز به نوعی از بازی که برد و باخت آن بر مبنای حدث و گمان باشد نه از روی اطمینان و تحقیق و حساب و کتاب.
قَمیش ؛ طرح و مدل یک قُماش را قَمیش گویند.
قماشات و قماشیر ؛ از یک قماش بودن یا کسانی که از یک قماش باشند یا افراد هم عقیده
قماش ؛ دسته و ردیف و سنخ و گروه هم گمان یا هم عقیده
... [مشاهده متن کامل]
به لحاظ مفهومی و ریشه ای مرتبط با کلمه ی گاماس
گاماس ؛ گام برداشتن بر مبنای یک گمان و باور. محکم قدم برداشتن یا مطمئن گام برداشتن.
به لحاظ مفهومی و ریشه ای مرتبط با کلمه ی قاموس
قاموس ؛ گَمان ، باور ، قمشه ، اندیشه ، عقیده ، تفکر ، کیان ، وجود ، انگاره ، جهان بینی ، ایدئولوژی
اصطلاح اینکه گفته می شود فلان کار در قاموس ما نیست یا در قاموس ما نمی گنجد یعنی در گَمان و باور ما نمی گنجد یا در وجود ما نیست.
اگر از زاویه سخن خود کلمه بخواهیم از کلیدواژه ی قاموس تعریفی داشته باشیم بدینصورت قابل تبیین خواهد شد؛
قاموس یا گاموس به معنی گمانی که انسان بر اساس آن گمان، با هم قماش های خودش قیام می کند و قامت می بندد و گام بر می دارد و قوام می یابد و مقاوم می شود.
مقاومتی که در آن تقویت و تقوا پیشگی و استقامت در یک سراط مستقیم وجود دارد.
موید این مطلب
اصطلاح مونو گاموس به معنی یکتا باوری در کتب اهل فلسفه و عرفان رایج می باشد.
اصطلاح قمار نیز به نوعی از بازی که برد و باخت آن بر مبنای حدث و گمان باشد نه از روی اطمینان و تحقیق و حساب و کتاب.
قمشه : نام قدیمی شهر شهرضا در استان اصفهان است. در منابع قدیم آن را. " قمیشه" و " قومشه " نیز ضبط کرده اند. نام قمشه در تذکره نصرآبادی ( از تذکره های قرن یازدهم هجری ) نیز آمده است. نام هایی چون قومس ، کمشچه ، قمشلو با قمشه از یک ریشه اند.