[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
هم (۳۸۹۶ بار)
وقف (۴ بار)
«قِفُوهُمْ» از مادّه «وقف» گاه، به معنای متعدی استعمال می شود (نگه داشتن و حبس کردن) و گاه به معنای لازم (توقف کردن و ایستادن)، مصدر اولی «وقف» است و مصدر دومی «وقوف».
حبس شدن و حبس کردن متوقف شدن و متوقف کردن، وقف شرعی از آن است که اصل چیزی را حبس و نفع آن را آزاد میگذارند . آنها را بازدارید و متوقف کنید که از اعمالشان مسئولند. . وقف چون با حرف علی متعدی شود به معنی اطلاع دادن باشد «وَقَفَ فُلاناً عَلَی الشَّیْءِ:اِطَّلَعَهُ عَلَیْهِ» یعنی: ای کاش ببینی آنگاه که بر آتش مشرف شدند و مطلع گشتند و گفتند ایکاش بدنیا برگردانده میشدیم. * . ایکاش میدیدی آنوقت که ظالمان نزد پروردگارشان باز داشته شدهاند.
هم (۳۸۹۶ بار)
وقف (۴ بار)
«قِفُوهُمْ» از مادّه «وقف» گاه، به معنای متعدی استعمال می شود (نگه داشتن و حبس کردن) و گاه به معنای لازم (توقف کردن و ایستادن)، مصدر اولی «وقف» است و مصدر دومی «وقوف».
حبس شدن و حبس کردن متوقف شدن و متوقف کردن، وقف شرعی از آن است که اصل چیزی را حبس و نفع آن را آزاد میگذارند . آنها را بازدارید و متوقف کنید که از اعمالشان مسئولند. . وقف چون با حرف علی متعدی شود به معنی اطلاع دادن باشد «وَقَفَ فُلاناً عَلَی الشَّیْءِ:اِطَّلَعَهُ عَلَیْهِ» یعنی: ای کاش ببینی آنگاه که بر آتش مشرف شدند و مطلع گشتند و گفتند ایکاش بدنیا برگردانده میشدیم. * . ایکاش میدیدی آنوقت که ظالمان نزد پروردگارشان باز داشته شدهاند.
wikialkb: قِفُوهُم