قعقع
لغت نامه دهخدا
قعقع. [ ق َ ق َ ] ( ع اِ صوت )اسم صوتی است که بدان گاو رانند. ( اقرب الموارد ).
پیشنهاد کاربران
قعقع
یعنی: بانگ و آواز سلاح
بانگ اسپان در مصاف وقعقع کوپال و گرز
خوشتر از آوای نای و بانگ مزمزیافته
نفثه المصدور. صفحه 20
یعنی: بانگ و آواز سلاح
بانگ اسپان در مصاف وقعقع کوپال و گرز
خوشتر از آوای نای و بانگ مزمزیافته
نفثه المصدور. صفحه 20
ضرب آهنگ برخورد جنگ افزارها به هم: ( بانگ اسپان در مصاف و قعقع کوپال و گرز ) ( نفثة المصدور ص ۲۰ )