قصر اللصوص

لغت نامه دهخدا

قصراللصوص. [ ق َ رُل ْ ل ُ ] ( اِخ ) قصر کنگور است. صاحب فتوح گوید: در جنگ نهاوند چون مسلمانان به کنگور وارد شدند. قسمتی از اموال و چارپایان آنان به دزدی رفت و از آن روز آنجا به قصراللصوص خوانده شد. ( معجم البلدان ). رجوع به قصر کنگور [ کنگاور ] شود.

دانشنامه آزاد فارسی

قَصْر اللصّوص
رجوع شود به:آناهیتا، معبد (کنگاور)

پیشنهاد کاربران

قصر الصوص"، آناهیتای کنگاور
اگر اعراب به معبد "آناهیتای کنگاور "قصر الصوص گفته اند بی دلیل نبوده است در اینجا "صوص" به معنی بیرون آمدن و پدیدار شدن است، آناهیتا" برای اعراب چندان ناشناخته نبوده است ، آناهید که نشانه آن در آسمان " ستاره ناهید" است ، زمان حمله اعراب به ایران زبان پهلوی رواج داشت و در آن زمان به "آناهیتا" می گفتند: اردوی سورآناهیتا" است که در اوستا و در زبان ارمنی �آناهیت� گفته می شد ، منتهی چون ما دوست داریم کلمات را برای سهولت تلفظ، مخفف ادا کنیم لذا "آناهیتا یا آناهیت " متداول شده است
...
[مشاهده متن کامل]

بنابراین " اردوی" به معنی" بالا آمدن " است که تقریبا با صوص هم معنی است ، " سور" نیز به معنی قدرت ، قادر، فزاینده ، نیرومند است، معنی این دو واژه باهم می شود:
"با قدرت بالا آمدن" یعنی وقتی که با قدرت بالا می آید همه برکت ها را ارزانی می کند و پلشتی های را پاک می کند حال کدام الهه یا فرشته با قدرت در آسمان بالا می آمد که این صفات را دارد ؟ جواب "ناهید" یعنی در واقع "ناهید" نشانه و سنبل ""آناهیتا" در آسمان بود. پس برای اعراب "ناهید" یا زهره " ناشناخته نبود این قصر که برای "آناهیتا" در زمین ساخته شده و الحق که بسیار محکم و قدرتمند بنا شده و بالا آمده بود" قصر الصوص" می گفتتد. بنابراین بقیه داستانها و دزدیدن اسب اعراب وغیره اشاره به شدتِ پدیدار شدن نیروهای ایرانی دارد که آنان را غافلگیر می کردند احتمالا هر دو دیدگاه مورد نظر بوده است
یا ابن فقیه" در کتاب البلدان به سال سوم ه. ق چنین نوشته است:" و در قصر دزدان بنایی شگفت و ستون هایی استوار افتاده است"، این تعابیر مرتبط به زمان تخریب بنا بوده است که احتمالا یک عده ای آنجا را پناهگاه کرده بودند. . .
رضا ضحاکی راحت.
دبیر و مدرس تاریخ
اسدآباد

محل اسکان نژاد گنگی ( زوزنیان یا گرگان ) که طایفه ای غارتگر و بوده اند این طایفه از پیوند خزروان یا خسروان با کاکه اییان حاصل شدند و از انها برای غارت رومیان هم استفاده شد . . . بنقل از شهنامه شرفنامه مهروی