لغت نامه دهخدا
قرائن. [ ق َ ءِ ] ( اِخ ) ( امیر... ) امیری از امرای پرویز و حاکم ملک روم بود چون دولت ساسانیان روی در انحطاط نهاد او طمع درملک کرد و به تغلب و استیلاء پادشاه شد، مدت دو سال حکم کرد. ارکان دولت با او درنساختند و در شکارگاه بر دست امیری کشته شد. ( تاریخ گزیده چ لندن ص 123 ).
فرهنگ فارسی
امیری از امرای پرویز و حاکم ملک روم بود .
جدول کلمات
پیشنهاد کاربران
در اصطلاح حقوقی و قضایی:
� در متون حقوقی، "قرائن" به امارات و نشانه هایی گفته میشود که دلالت بر وجود واقعه ای میکنند.
� مانند قرینه قوی که میتواند دلیل محکمه پسندی برای اثبات ادعا باشد.
� در متون حقوقی، "قرائن" به امارات و نشانه هایی گفته میشود که دلالت بر وجود واقعه ای میکنند.
� مانند قرینه قوی که میتواند دلیل محکمه پسندی برای اثبات ادعا باشد.
دلایل