قدار
/qaddAr/
لغت نامه دهخدا
قدار.[ ق َ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
یک ادعای جعلی و نادرست است که به طور عمده در برخی منابع مدرن و شبکه های اجتماعی با انگیزه هویتی یا پان ترکی مطرح می شود. بیایید تحلیل مستند و دقیق داشته باشیم:
- - -
1️⃣ ریشه ی تاریخی و زبان شناسی واژه ی قدار/غدار
... [مشاهده متن کامل]
فارسی و پهلوی:
واژه ی غدار در فارسی کلاسیک به معنای �خائن� یا �بی وفا� است و در متون پهلوی و فارسی میانه به شکل های کتاره / کتاره گ نیز آمده است. تغییر واجی مانند:
k → g
t → d
کاملاً با روندهای طبیعی تغییرات واجی در زبان های ایرانی همخوانی دارد.
سانسکریت:
تطابق با واژه ی kattāre / kattāra که ابزار جنگی را نشان می دهد، نشان دهنده ی مسیر انتقال واژه از هند به ایران است. این هم معنایی ( ابزار جنگی → اسلحه → تفنگ/قداره ) در فارسی و پهلوی قابل ردیابی است.
فارسی نوین:
قداره / غداره در متون تاریخی و ادبی به معنای تفنگ، اسلحه یا باروت و ابزار جنگی ثبت شده است و هیچ ربطی به صفت اخلاقی �سنگدل� یا �بی رحم� ندارد.
- - -
2️⃣ نقد ادعای جعلی �قدار یک واژه ی ترکی و معادل دریش�
زبان ترکی:
در ترکی عثمانی یا ترکی آذربایجانی، هیچ واژه ای شبیه قدار با معنای �بی رحم� یا �سنگدل� وجود ندارد.
واژه ی ترکی نزدیک برای �سنگدل� zalim یا qəlbəsiz است.
هیچ منبع معتبر ترکی یا ترکی آذربایجانی، قدار را با این معنی ثبت نکرده است.
منابع معتبر:
لغتنامه دهخدا و معین برای فارسی: قداره / غداره → تفنگ، اسلحه، ابزار جنگی.
کتاب های تاریخ زبان فارسی ( مانند تاریخ زبان فارسی، ادوارد براون ) مسیر تطور واجی و معنایی واژه را ثبت کرده اند.
منابع ترکی معتبر ( مثل Redhouse Turkish Dictionary ) واژه قدار با معنای �بی رحم� را ندارد.
- - -
3️⃣ جمع بندی
قداره / غداره یک واژه ی ایرانی است، ریشه در فارسی و پهلوی دارد و با سانسکریت هم تطابق تاریخی و معنایی دارد.
هیچ سند زبانی یا تاریخی نشان نمی دهد که این واژه ترکی است یا معنای اخلاقی �سنگدل� دارد.
این نوع ادعاها عمدتاً جعلی و با انگیزه هویتی یا پان ترکی مطرح می شوند و فاقد پایه علمی هستند.
- - -
- - -
1️⃣ ریشه ی تاریخی و زبان شناسی واژه ی قدار/غدار
... [مشاهده متن کامل]
فارسی و پهلوی:
واژه ی غدار در فارسی کلاسیک به معنای �خائن� یا �بی وفا� است و در متون پهلوی و فارسی میانه به شکل های کتاره / کتاره گ نیز آمده است. تغییر واجی مانند:
کاملاً با روندهای طبیعی تغییرات واجی در زبان های ایرانی همخوانی دارد.
سانسکریت:
تطابق با واژه ی kattāre / kattāra که ابزار جنگی را نشان می دهد، نشان دهنده ی مسیر انتقال واژه از هند به ایران است. این هم معنایی ( ابزار جنگی → اسلحه → تفنگ/قداره ) در فارسی و پهلوی قابل ردیابی است.
فارسی نوین:
قداره / غداره در متون تاریخی و ادبی به معنای تفنگ، اسلحه یا باروت و ابزار جنگی ثبت شده است و هیچ ربطی به صفت اخلاقی �سنگدل� یا �بی رحم� ندارد.
- - -
2️⃣ نقد ادعای جعلی �قدار یک واژه ی ترکی و معادل دریش�
زبان ترکی:
در ترکی عثمانی یا ترکی آذربایجانی، هیچ واژه ای شبیه قدار با معنای �بی رحم� یا �سنگدل� وجود ندارد.
واژه ی ترکی نزدیک برای �سنگدل� zalim یا qəlbəsiz است.
هیچ منبع معتبر ترکی یا ترکی آذربایجانی، قدار را با این معنی ثبت نکرده است.
منابع معتبر:
لغتنامه دهخدا و معین برای فارسی: قداره / غداره → تفنگ، اسلحه، ابزار جنگی.
کتاب های تاریخ زبان فارسی ( مانند تاریخ زبان فارسی، ادوارد براون ) مسیر تطور واجی و معنایی واژه را ثبت کرده اند.
منابع ترکی معتبر ( مثل Redhouse Turkish Dictionary ) واژه قدار با معنای �بی رحم� را ندارد.
- - -
3️⃣ جمع بندی
قداره / غداره یک واژه ی ایرانی است، ریشه در فارسی و پهلوی دارد و با سانسکریت هم تطابق تاریخی و معنایی دارد.
هیچ سند زبانی یا تاریخی نشان نمی دهد که این واژه ترکی است یا معنای اخلاقی �سنگدل� دارد.
این نوع ادعاها عمدتاً جعلی و با انگیزه هویتی یا پان ترکی مطرح می شوند و فاقد پایه علمی هستند.
- - -
یک واژه تورکیست معادل دریش میشه بی رحم، سنگ دل
منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
واژه ی قدار از ریشه ی واژه ی غدار ه فارسی هست




واژه ی قدار از ریشه ی واژه ی غدار ه فارسی هست




قدّار کلمه ای ست به زبان ترکی استانبولی به معنی بی رحم ،
اوزرا خانم، میشه بگید پسوند دار که از فعل داشتن است چه ربطی به تُرکی داره؟!
قدار ( قد دار ) هر کلمه ایی دار داشته باشد. تورکی است. مثل سردار. دلدار. ایلدار. مهماندار. راهدار. سرایدار. . پرده دار. . . . غین وقاف در فارسی نیست. قولدر ( قلدر ) قلچماق. قودرت ( از فعل قودورماق. که کلمه قدرت از فعل قودورماق تورکی گرفته شده است )