قجریه

لغت نامه دهخدا

قجریه. [ ق َ ج َ ری ی َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان نهر هاشم بخش مرکزی شهرستان اهواز. واقع در 40هزارگزی جنوب خاوری اهواز و 14هزارگزی خاور راه آهن اهواز به خرمشهر و کنار کارون و موقع جغرافیائی آن دشت و گرم سیر است. سکنه آن 75 تن است. آب آن از کارون بوسیله موتور تأمین میشود و محصولات آن غلات و سبزی و باقلا و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه در تابستان اتومبیل رو است. در این آبادی آثار قلعه خرابه ای به نام نظام السلطنه مشاهده میشود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

پیشنهاد کاربران

حکومت حرامزاده ها قاجار نام دارد.
بدترین و منحوس ترین سلسله در ایران قاجار نام دارد.
تنها سلسله ای که ملت ایران را در فقر و بی سوادی نگه داشت و مملکت رو به هوا سپرد قاجار نان دارد.
این ایل قاجار مقیم در اذربایجان ایران باید اسبابش رو بذار روی دوش بره مغولستان اینا یک مشت بیگانه ان. .