قاچ قاچ

لغت نامه دهخدا

قاچ قاچ. ( ص مرکب ) ارباً ارباً. قطعه قطعه. ترک ترک.

فرهنگ فارسی

( صفت ) قطعه قطعه ترک ترک .

فرهنگ معین

[ تر. ] (ص مر. ) قطعه قطعه ، ترک ترک .

پیشنهاد کاربران

نصف نصف، جدا جدا/
این اصطلاح در هنگام استفاده از میوه های جالیزی و درختی به کار می رود. برای خوردن و پوست کندن این محصولات، قطعات آنها به صورت �قاچ قاچ� تقسیم می شود.
قاچ:ریف. لیسک. ریف ریف. لیسک لیسک.