قانون مند


معنی انگلیسی:
law-abiding, lawful, systematic

پیشنهاد کاربران

پیشنهادِ واژه :
برابرِ پارسیِ " قانون مند ( ی ) " ، " اَرتومندی " است. ( اَرت = قانون )
واژه یِ " اَرتومند ( ی ) " ریختی بمانندِ واژگانِ " هستومند ( ی ) ، تنومند ( ی ) " دارد.
نکته: درباره یِ واژه یِ " اَرت" به زیرواژه " اَرت" در همین تارنما بروید و پیامِ بنده را بخوانید.
دادمند، آیینمند
آنچه از اصل هایی که در هستی لازم الجرا می باشد.
قوانین اذن الهی می باشد و مجموعه قوانین وقتی اجرا می گردند می شود قانونمند بودنشان.
اگر اصل و قانونی را مشاهده کردید بدانید که قانونمند بوده که به منصه ظهور رسیده.
بایستمند
داد اومند