قاعده فراش

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] یکی از قواعد فقهی، قاعده «الفراش» است. این قاعده از قواعد مشهور و مورد قبول مسلمانان است.
فراش به معنی آن چه گسترده می شود و بر آن می خوابند و نیز هر یک از زوجین فراش یک دیگر خوانده می شوند همان طوری که لباس یک دیگر نامیده شده اند.چنان که در حدیث نبوی (صلی الله علیه و آله وسلّم) آمده است: «الولد للفراش و للعاهر الحجر» که مراد زوج است. و قول دیگر آن است که غرض مالک و صاحب فراش است یعنی زوج یا مولی. و در کشاف اصطلاحات الفنون و تعریفات جرجانی آورد:فراش متعین بودن زن است برای ولادت و ثبوت نسبت فرزندان که از او متولد شوند.
← اقسام فراش
یکی از قواعد فقهی، قاعده «الفراش» است. این قاعده از قواعد مشهور و مورد قبول مسلمانان است که اصل آن به روایتی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) بر می گردد: «فرزندی که از زن شوهردار متولد شده است، از آن شوهرش است». («الْوَلَدُ لِلْفِرَاشِ وَ لِلْعَاهِرِ الْحَجَرُ») این قاعده فقهی چنین بیان می کند؛ اگر در یک رابطه شرعی و محترم، فرزندی متولد شد، بدون شک این فرزند، از آنِ این زن و شوهر است. اما گاهی، بر اثر برخی از قرائن خارجی؛ مانند این که زن فاجر است و همبستری خارج از محدوده خانواده از او سرزده است و یا به هر دلیل عقلائی موجّه، اکنون شک در انتساب طفل متولد شده به پدر خانواده پیش آید، این قاعده نقش آفرینی می کند. با استناد به این قاعده در چنین مواردی، طفل متولد شده را منتسب به همسر شرعی زن می دانند.براساس این قاعده؛ همگان باید پیوند زناشوئی و تمام آثار آن را محترم دانسته و با شک و شبهه این پیمان و آثار آن را مخدوش نسازند.
اصل یا اماره بودن قاعده
درباره این قاعده و مسائل مرتبط با آن گفتار فراوانی وجود دارد، اما درباره اصل یا اماره بودن این قاعده باید گفت:فرق بین اماره و اصل این است: آن جا که دلیلی واقع را نشان دهد و کشف واقع داشته باشد اماره است. ولی آنچه که در صدد بیان و تعیین وظیفه و تکلیف مکلف در هنگام شک باشد، اصل نامیده می شود.با توجه به این تعریف؛ اگر چه -همان طور که گفتیم- اجرای این قاعده در زمان شک در انتساب طفل به شوهر است و در مقام شک باید به اصل رجوع کرد (و از این نظر قاعده فراش شبیه اصول عملیه است) زیرا اگر یقین به انتساب باشد که مجالی برای نقش آفرینی این قاعده نیست، ولی در عین حال، این قاعده، اماره است. در توضیح این کلام چنین گفته می شود: این قاعده خودش یک اماره معتبره است مانند خبر شخص ثقه و مورد اعتماد، که حکایت از واقع دارد، منتها گاهی اوقات، امارات بدوی است؛ یعنی شخصی وارد شده و می گوید: «فلان اتفاق افتاد» و گاهی اماره در ظرف شک است، اگر شک به خبر یا حادثه ای داشته باشیم با سؤال و پرسش به اطمینان می رسیم اما واضح است که این استفسار بعد از شک از وقوع واقعه ای بوده است که ما را وادار به تحقیق و پرسش کرده است؛ یعنی خبر انسان ثقه درباره فلان حادثه مشکوک، اماره است اگر چه در ظرف شک تحقق یافته است. بنابراین، اگر در مقام شک، به این قاعده رجوع می شود، نافی اماره بودن آن نیست، همان طور که اگر بعد از شک، آنچه موجب علم می شود پیش آید، مثلاً بر اساس آزمایشات دقیق و بدون خلاف و اشتباه پزشکی، معلوم شود که طفل متولد شده از آنِ شوهر نیست، دیگر در این گونه موارد اصولاً شکی باقی نمی ماند تا در ظرف آن، قاعده فراش اجرا شود.

پیشنهاد کاربران

بپرس