قارتکیqaarteki[صفت] در گویش گوغر به معنی گِلِ گُشاد، بدقواره وحجیم نامتناسب است. نمونه را گویند :�ای کِوشای قارتکی رِ ورپات کردی چی بشه�یعنی چرا این کفش های فراخ وبدقواره را پوشیده ای ؟
ساختار و ریشه:
... [مشاهده متن کامل]
قارت ( پایه ) : تکواژ مستقل و بیانگر مفهوم درشتی و بی قوارگی. . وام واژه ای ترکی که به معنای بیش از حد رشد کرده وکلفت وبی قواره ودرشت آمده
ـِک ( - ek / - ak ) : پسوند توصیفی و بیان حالت
- ی ( - i ) : یای نسبت ( ربط دهندهٔ کیفیت حاصل به موصوف ) .
ساختار و ریشه:
... [مشاهده متن کامل]
قارت ( پایه ) : تکواژ مستقل و بیانگر مفهوم درشتی و بی قوارگی. . وام واژه ای ترکی که به معنای بیش از حد رشد کرده وکلفت وبی قواره ودرشت آمده
ـِک ( - ek / - ak ) : پسوند توصیفی و بیان حالت
- ی ( - i ) : یای نسبت ( ربط دهندهٔ کیفیت حاصل به موصوف ) .