لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف ها
ازلی، افریده نشده، قائم بالذات، غیر مخلوق
قائم بالذات
پیشنهاد کاربران
قائم بالذات: قائم واژه ای عربی و ذات پارسی است که در اوستایی ذاتَه و در سنسکریت دهاتو dhātu بوده است. همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) عربی - پارسی، این است:
خود اَستاک ( دری - پهلوی )
خود اَستاک ( دری - پهلوی )
از آنجایی که ذات ادمی یعنی نفس و عقل میشود گفت قائم به ذات در اصل حکمرانی به نفس و عقل است فردی ک بتواند به نفس و عقل خود غلبه کند قائم به ذات است
خودایستا، خودپایا