۴۰۰ ضربه ( 400 Blows ) فیلمی از فرانسوا تروفوFrancoisTruffaut
محصول: ۱۹۵۹
بازیگران: ژان پیر لو آلبر رمی، کلر موریه و…
امتیاز راتن تومیتوز: ۹۸ از ۱۰۰
امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۸. ۱ از ۱۰
... [مشاهده متن کامل]
دوست، رفیق و همکار بزرگ تروفو یعنی ژان لوک گدار جایی گفته: تنها راه برای نقد یک فیلم، ساخت فیلمی دیگر است. و اگر منصف باشیم، گدار و تروفو و دیگر اعضای دار و دسته شان، همگی همین کار را هم کردند. بعد از زیر و زبر کردن ساختار و استانداردهای نقد در مجله ی کایه دو سینما، تروفو با ساخت فیلم کوتاه �یک بازدید� وارد جهان فیلم سازی شد. بعد از تجربه های کوتاه هم، متأثر از فیلم �لمس شیطان� اورسون ولز، فیلم اتوبیوگرافی �۴۰۰ ضربه� را تولید کرد. اکران �۴۰۰ ضربه� در کن، شگفتی مخاطبان را به دنبال داشت و نقطه ی کلیدی تغییر تروفو از یک منتقد آتشین به یکی از امیدهای سینما شد. این فیلم که بر محور شرارت های نوجوانی خود تروفو ساخته شده و اولین فیلم از پنج گانه ای ست که زندگی آنتوان دوینل ( شخصیت خیالی ای که ژان پیر لئو ایفایش می کند ) را روایت می کند. ژان پیر لئو در زمان تولید این فیلم تنها ۱۴ سال داشت و کارگردان از طریق آگهی در روزنامه او را پیدا کرد. آنتوان در این فیلم مشکلات زیادی با خانواده و مدرسه اش دارد و همین باعث می شود که اقدام به دزدیدن یک ماشین تحریر از ناپدری اش کند. اما شکست می خورد و حین ارتکاب این کار، دست گیر و تحویل به دارالتأدیب می شود. این فیلم به نوعی پاسخی بود برای فیلم های �با خشم به گذشته بنگر� و �شورش بی دلیل� که تقریباً هم زمان با آن، داشتند در سمت دیگر کره ی زمین اکران و تحسین می شدند. فیلم تصویری عمیق و تکان دهنده از زیست انسان می سازد. نگاه تروفو به یک نوجوان ۱۴ ساله ی شرور که تحت تاثیر وضعیت اجتماعی و تغیرات هورمونی دوران بلوغْ از مدرسه، خانواده و تقریباً تمام پدیده ها تنفر دارد بسیار دقیق است. چرا که این نوجوان خود اوست. �۴۰۰ ضربه� اساساً نماینده ی نوعی سینمای اول شخص است که فیلم ساز طی آن زندگی خودش را به تصویر می کشد و به مخاطب نشان می دهد که چه کسی بوده. کافی ست فیلم آغاز شود تا خیلی زود فراموش کنیم که این نبوغ تکنیکی با بوجه ی بسیار اندکی ساخته شده. سینماتوگرافی چشم گیر است و یک تجربه ی سیاه و سفید بکر را برایمان فراهم می کند. او بر اینکه دوربینش را به کدام سو ببرد و کجا کات دهد کاملاً مسلط است. این فیلم که جایزه ی بهترین کارگردانی را از جشنواره کن گرفته ( جشنواره ای که سال گذشته تروفو به عنوان منتقد از آن بیرون انداخته شده بود ) به آندره بازن، منتقد بزرگی که حین ساختن فیلم فوت کرد تقدیم شد؛ آندره بازنی که یک معلم و راهنما و نجات دهنده برای تروفو بود. همه ی ما به نوعی باید از بازن تشکر کنیم.
جهت اطلاعات بیشتر به " francois truffaut" و "فرانسواتروفو" در آبادیس مراجعه کنید.


محصول: ۱۹۵۹
بازیگران: ژان پیر لو آلبر رمی، کلر موریه و…
امتیاز راتن تومیتوز: ۹۸ از ۱۰۰
امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۸. ۱ از ۱۰
... [مشاهده متن کامل]
دوست، رفیق و همکار بزرگ تروفو یعنی ژان لوک گدار جایی گفته: تنها راه برای نقد یک فیلم، ساخت فیلمی دیگر است. و اگر منصف باشیم، گدار و تروفو و دیگر اعضای دار و دسته شان، همگی همین کار را هم کردند. بعد از زیر و زبر کردن ساختار و استانداردهای نقد در مجله ی کایه دو سینما، تروفو با ساخت فیلم کوتاه �یک بازدید� وارد جهان فیلم سازی شد. بعد از تجربه های کوتاه هم، متأثر از فیلم �لمس شیطان� اورسون ولز، فیلم اتوبیوگرافی �۴۰۰ ضربه� را تولید کرد. اکران �۴۰۰ ضربه� در کن، شگفتی مخاطبان را به دنبال داشت و نقطه ی کلیدی تغییر تروفو از یک منتقد آتشین به یکی از امیدهای سینما شد. این فیلم که بر محور شرارت های نوجوانی خود تروفو ساخته شده و اولین فیلم از پنج گانه ای ست که زندگی آنتوان دوینل ( شخصیت خیالی ای که ژان پیر لئو ایفایش می کند ) را روایت می کند. ژان پیر لئو در زمان تولید این فیلم تنها ۱۴ سال داشت و کارگردان از طریق آگهی در روزنامه او را پیدا کرد. آنتوان در این فیلم مشکلات زیادی با خانواده و مدرسه اش دارد و همین باعث می شود که اقدام به دزدیدن یک ماشین تحریر از ناپدری اش کند. اما شکست می خورد و حین ارتکاب این کار، دست گیر و تحویل به دارالتأدیب می شود. این فیلم به نوعی پاسخی بود برای فیلم های �با خشم به گذشته بنگر� و �شورش بی دلیل� که تقریباً هم زمان با آن، داشتند در سمت دیگر کره ی زمین اکران و تحسین می شدند. فیلم تصویری عمیق و تکان دهنده از زیست انسان می سازد. نگاه تروفو به یک نوجوان ۱۴ ساله ی شرور که تحت تاثیر وضعیت اجتماعی و تغیرات هورمونی دوران بلوغْ از مدرسه، خانواده و تقریباً تمام پدیده ها تنفر دارد بسیار دقیق است. چرا که این نوجوان خود اوست. �۴۰۰ ضربه� اساساً نماینده ی نوعی سینمای اول شخص است که فیلم ساز طی آن زندگی خودش را به تصویر می کشد و به مخاطب نشان می دهد که چه کسی بوده. کافی ست فیلم آغاز شود تا خیلی زود فراموش کنیم که این نبوغ تکنیکی با بوجه ی بسیار اندکی ساخته شده. سینماتوگرافی چشم گیر است و یک تجربه ی سیاه و سفید بکر را برایمان فراهم می کند. او بر اینکه دوربینش را به کدام سو ببرد و کجا کات دهد کاملاً مسلط است. این فیلم که جایزه ی بهترین کارگردانی را از جشنواره کن گرفته ( جشنواره ای که سال گذشته تروفو به عنوان منتقد از آن بیرون انداخته شده بود ) به آندره بازن، منتقد بزرگی که حین ساختن فیلم فوت کرد تقدیم شد؛ آندره بازنی که یک معلم و راهنما و نجات دهنده برای تروفو بود. همه ی ما به نوعی باید از بازن تشکر کنیم.
جهت اطلاعات بیشتر به " francois truffaut" و "فرانسواتروفو" در آبادیس مراجعه کنید.

