فیلتر تصحیح فرکانس ( به انگلیسی: Anti - aliasing filter ) فیلتری است که قبل از یک نمونه بردار سیگنال ( signal sampler ) برای محدود کردن پهنای باند یک سیگنال مورد استفاده قرار می گیرد به صورتی که تقریباً یا کاملاً از تئوری نمونه برداری نایکوئیست - شنون پیروی کند. از آنجایی که این تئوری بیان می کند که امکان بازسازی غیر مبهم سیگنال از نمونه ها، زمانی که توان فرکانس های بالای فرکانس نایکوئیست برابر با صفر باشد، وجود دارد، یک فیلتر واقعی تصحیح فرکانس بین پهنای باند و ایلیاسینگ ( Aliasing ) یک مصالحه ایجاد می کند. یک فیلتر تصحیح فرکانس قابل تحقق به صورت عادی هم اجازه می دهد که چندین تشخیص اشتباه سیگنال روی دهد یا پهنای باند نزدیک به فرکانس نایکوئیست، تضعیف گردد. به همین دلیل، بسیاری از سیستم های کاربردی، بیش از مقدار مورد نیاز از فرکانس ها نمونه برداری می کنند تا اطمینان حاصل گردد که فرکانس های مربوطه می توانند بازسازی شوند، عملی که فرا نمونه برداری ( Oversampling ) نامیده می شود.
در کاربرد نمونه برداری تصاویر نوری ( optical image sampling ) ، همانند سنسورهای تصویر به کار رفته در دوربین های دیجیتال، فیلتر تصحیح فرکانس با نام های فیلتر اوپتیکی کم گذار ( optical low - pass filter ) ، فیلتر بلور ( blur filter ) یا فیلتر AA نیز شناخته می شود. ریاضیات نمونه برداری در دو بعد مکانی، شبیه ریاضیات نمونه برداری مربوط به دامنه زمانی است اما تکنولوژی های پیاده سازی فیلتر، متفاوت هستند. یک پیاده سازی معمولی در دوربین های دیجیتال، در دولایه از دو شکستی ( birefringent ) همانند نیوبات لیتیوم است که هر نقطه نوری را به یک خوشه از چهار نقطه گسترش می دهد. [ ۱]
انتخاب جدایی نقطه برای یک فیلتر شامل یک معاوضه بین وضوح، سمبول، و عامل پرکننده ( نسبت منطقه شکستی فعال یک آرایه میکرولنز به منطقه به هم پیوسته کل اشغال شده توسط تنظیم ) می باشد. در یک دوربین تک رنگ یا three - CCD یا Foveon X3، میکرولنزها به تنهایی تنظیم می شود، اگر نزدیک به ۱۰۰ درصد نزدیک باشد، می تواند یک تصحیح معنی دار فراهم آورد، [ ۲] در زمانی که تنظیم فیلتر رنگ ( CFA، به عنوان مثال فیلتر بایر ) مربوط به دوربین ها، معمولاً یک فیلتر دیگر جهت کاهش تشخیص اشتباه به یک اندازه قابل قبول، نیاز است. [ ۳] [ ۴] [ ۵]
Pentax K - 3 از Ricoh، یک فیلتر تصحیح فرکانس بر پایه سنسور واحد معرفی کرد. این فیلتر توسط عناصر میکروویبره کار می کند. کاربر می تواند ویبره را فعال یا غیرفعال نماید یا بین فیلتر تصحیح و عدم فیلتر تصحیح، یک گزینه را انتخاب نماید. [ ۶]

این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفدر کاربرد نمونه برداری تصاویر نوری ( optical image sampling ) ، همانند سنسورهای تصویر به کار رفته در دوربین های دیجیتال، فیلتر تصحیح فرکانس با نام های فیلتر اوپتیکی کم گذار ( optical low - pass filter ) ، فیلتر بلور ( blur filter ) یا فیلتر AA نیز شناخته می شود. ریاضیات نمونه برداری در دو بعد مکانی، شبیه ریاضیات نمونه برداری مربوط به دامنه زمانی است اما تکنولوژی های پیاده سازی فیلتر، متفاوت هستند. یک پیاده سازی معمولی در دوربین های دیجیتال، در دولایه از دو شکستی ( birefringent ) همانند نیوبات لیتیوم است که هر نقطه نوری را به یک خوشه از چهار نقطه گسترش می دهد. [ ۱]
انتخاب جدایی نقطه برای یک فیلتر شامل یک معاوضه بین وضوح، سمبول، و عامل پرکننده ( نسبت منطقه شکستی فعال یک آرایه میکرولنز به منطقه به هم پیوسته کل اشغال شده توسط تنظیم ) می باشد. در یک دوربین تک رنگ یا three - CCD یا Foveon X3، میکرولنزها به تنهایی تنظیم می شود، اگر نزدیک به ۱۰۰ درصد نزدیک باشد، می تواند یک تصحیح معنی دار فراهم آورد، [ ۲] در زمانی که تنظیم فیلتر رنگ ( CFA، به عنوان مثال فیلتر بایر ) مربوط به دوربین ها، معمولاً یک فیلتر دیگر جهت کاهش تشخیص اشتباه به یک اندازه قابل قبول، نیاز است. [ ۳] [ ۴] [ ۵]
Pentax K - 3 از Ricoh، یک فیلتر تصحیح فرکانس بر پایه سنسور واحد معرفی کرد. این فیلتر توسط عناصر میکروویبره کار می کند. کاربر می تواند ویبره را فعال یا غیرفعال نماید یا بین فیلتر تصحیح و عدم فیلتر تصحیح، یک گزینه را انتخاب نماید. [ ۶]


wiki: فیلتر تصحیح فرکانس