فیلبوس

دانشنامه عمومی

فیلبوس (افلاطون). فیلبوس ( به یونانی: Φίληβος ) یکی از مکالمات افلاطون است. در این مکالمه رابطهٔ لذّت با خیر بررسی شده است. [ ۱]
فیلبوس معتقد است که «خوب» برای همهٔ جانداران عبارت از لذت و خوشی است؛ ولی سقراط می گوید «خوب» دانایی و تفکر و روشن بینی است.
لذت یکی است یا کثیر؟ همچنین دانایی یکی است یا کثیر؟ لذت یکی است آنچه گوناگون است منشاء لذت است. لذا به نظر می رسد که لذت های گوناگونی وجود دارد. یکی از خویشتنداری لذت می برد و دیگری از هوی و هوس. افلاطون دو نمونه در بارهٔ واحد و کثیر نقل می کند. یکی صدا و اقسام آن و دیگری حرف و اقسام آن. و این تمرین مقدماتی دیالکتیکی است. فرض کنیم کسی دائماً در بزرگترین لذت باشد؛ این لذت ارزشمند نیست چون اگر از هر دانایی بی بهره باشیم پس نخواهیم دانست که شادمان هستیم و چون از نیروی یادآوری بی بهره هستیم نخواهیم توانست یاد آوریم که شادمان بوده ایم یا چگونه برنامه ریزی کنیم که در آینده شاد باشیم. دانایی و دانش صرف نیز چنین است هیچکس خواهان زندگی ای که سراسر دانستن و فهم و یاد باشد، نیست. پس ترکیبی از آن دو خوب است. اما چه چیزی علت پیدایش زندگی مختلط است؟ لذت در مرتبهٔ چندم قرار دارد؟ از نظر سقراط در مرتبهٔ سوم قرار دارد.
هر چیزی که در جهان است نتیجهٔ بهم آمیختن چهار نوع است: محدود، نامحدود، اندازه و علت. نامحدود با محدود، محدود می شود و اندازه به دست می آید. «نوع سوم به نوع واحدی می گوییم که از آمیزش آن دو بدست می آید و ماهیتش رسیدن به هستی است بر اثر راه یافتن اندازه که سبب محدودیت می گردد. این آمیزش بسته به علتی است. و علت دانایی است. لذت نامحدود است و دانایی علتی است که آن را محدود می کند و از این آمیزش است که خوشی به اندازه بدست می آید و برهم خوردن این اندازه رنج است.
در کل جهان هم نامحدود بسیار است و هم محدود و علاوه بر آنها علتی بس والا در آن است که سالها و ماهها و فصول را منظم می سازد و پشت سر هم می آورد و بدین جهت حق این است که آن را دانایی و خرد بخوانیم. لذا زمام امور کل جهان بدست خرد است. خلاصه آنکه لذت نامحدود است خرد آن را حد می زند و محدود می کند وقتی نامحدود محدود شد، هستی یا شدن یا لذت یا تندرستی یا هماهنگی یا موزونی یا خوشی بدست می آید. در غیر این صورت رنج است. «وقتی که در بدن جانداری وضع و حال طبیعی که در نتیجهٔ آمیزش نامحدود با محدود پدید آمده است، دستخوش اختلال شود، این اختلال درد است و فعل و انفعالی که سبب می شود وضع و حال طبیعی به صورت نخستین باز گردد، لذت است. » و حالتی که روح در انتظار لذت است امید و شادمانی و حالتی که روح در انتظار درد است بیم و غمگینی است. «میل به یک حالت از راه بیاد داشتن پیدا می شود و بدین سان روشن گردید که میل و خواهش، و به طور کلی حکومت بر حیات، در مورد هر جانداری از مختصات روح است. »
عکس فیلبوس (افلاطون)
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران