لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. لبریز شدن.
پیشنهاد کاربران
فیضان. [ ف َ ی َ ] ( ع مص ) بسیار شدن آب ، چندانکه روان گردد. ( منتهی الارب ) . لبریز شدن. ( فرهنگ فارسی معین ) . || لبالب رفتن رود. || آشکار کردن راز را. ( منتهی الارب ) . || ( اِمص ) ریزش آب. || ریزش. فیض. ( فرهنگ فارسی معین ) . رجوع به فیض شود.
منبع. لغت نامه دهخدا
منبع. لغت نامه دهخدا
فوران . فوران کردن
فیضیان